مطالب خواندنی و جالب http://vkweb.tarlog.com مطالب خواندنی و جالب fa صنعت چیست؟ http://vkweb.tarlog.com/post/31/ <p> واژه صنعت از ریشه صنع (عربی) به معنی ساختن یا آفریدن گرفته شده است. در زبان انگلیسی واژه Industry  از واژه لاتین  industria  گرفته شده و به معنی بازرگانی یا ساختن و ساخت به طور کلی است و منظور از ساخت ایجاد دگرگونی در شکل یا ترکیب مواد است.   در فرهنگ معین ، صنعت چنین تعریف شده است : کار ، پیشه ، حرفه ، کلیه تغییراتی که بشر در مواد طبیعی می دهد تا بهتر و بیشتر از آنها استفاده کند.     صنعت مجموعه ای است از فعالیتهایی که با استفاده از منابع موجود (مواد، سرمایه ، نیروی انسانی، انرژی، تکنولوژی، اطلاعات ،ابزار ) کالا یا خدماتی را تولید می کند که نیازهای انسان و جوامع انسانی را برطرف می کند ، در واقع تلاشی است مستمر در جهت بهبود کارایی و بهره وری . به این معنا که با استفاده ار منابع کمتر ، بازده بهتری به دست دهد . از این جهت ، پویایی ، نوسازی و نوجویی یکی از ویژگی های صنعت است .<br><br>"( فرهنگ توصیفی تکنولوژی ، نوشته ی محمد نقی مهدوی)"<br><br>   صنعت شامل شماری سازمان تولیدی ، مانند موسسات یا بنگاه های اقتصادی است که به منظور بررسی های تحلیلی یا سیاست گذاری ، براساس ضابطه های معینی  در یک گروه گرد آورده می شوند. بنابر سنت ضابطه معمول برای گروه بندی صنعت همانا مشخصات فرآورده هایی بود که از طریق سازمانهای تولیدی عرضه می شدند ، بنابراین به روال آلفرد مارشال اگر تعدادی از بنگاه های اقتصادی محصولاتی فراهم آورند که در ذهن خریداران  بالقوه جایگزین هایی کامل یا نزدیک برای یک دیگر باشند در این صورت تمام واحدهای تولیدی را می توان متعلق به صنعت واحدی دانست. اگر تنها یک تولید کننده عهده دار کل تولید یک نوع محصول باشد که در ذهن خریدار از سایر کالاها در زنجیره ی کالای جایگزین ممکن جدا شود آن گاه آن تولید کننده انحصارگری محسوب می شود که بر تمامی آن صنعت احاطه دارد.<br><br> <br><br>"( فرهنگ علوم اجتماعی ، جولیس گولد ، ویلیام ل. کولب)"<br><br>   تعریف صنعت:<br><br>عبارت است ازسازماندهی کلیه عوامل تولید(سرمایه،مدیریت،مواداولیه،نیروی انسانی)به منظورسازندگی ،رشدوتوسعه زندگی بشری که درترکیب وتحلیل وشکل دهی واستخراج مواداولیه محصول جدیدی رابوجودمی آورد.باتوجه به تعریف مزبور می توان پروسه صنعت رابه چهاردسته مجزاتقسیم کرد.<br><br>1-صنعت استخراجی (extractive)یعنی پروسه جداکردن عناصروموادمثل استخراج سنگ آهن اززمین وجداکردن منیزیم ازآب دریا<br><br>2-صنعت شکل دهی(conditioning)یعنی تغییرشکل دادن ازخواص فیزیکی مثل صنایع فلزکاری وپلاستیکی<br><br>3-صنعت تحلیلی(analithic)یعنی تجزیه موادبه عناصر سازنده اش مثل عملیات پالایش نفت وبسته بندی وغیره<br>4-صنعت ترکیبی (synthetic)یعنی ترکیب وموادکردن اجزای سازنده یک محصول ماننداتومبیل<br><br>www.dralavi.ir)")"<br><br>    معنای واژگانی صنعت، طبق فرهنگ آموزگار، یعنی ساختن، مصنوع و ساخته شده. ولی تعریفمصطلح صنعت یعنی «به کاربستن ماشین برای تهیه قسمتی از مواد مورد احتیاج زندگانی یکاجتماع(معتمدی،1374 ص85<br><br>  صنعت ريشه در غرب دارد و معناي آن كار هوشمندانه يا داشتن مهارت در انجام يك فعاليت است. وهنر معناي ديگري است كه در قرون وسطي و حتي در دوران اخير براي تعريف صنعت به كار گرفته مي‌شود. به اين ترتيب توليد صنعتي كه با تلاش انسانها حاصل مي شود، محصول هنر است. در واقع هنر و صنعت مترادف هستند. در ايران نيز صنعتگر با هنرمند يكسان دانسته مي‌شود، چرا كه صنعت در حوزه اقتصادي به معناي كار نوآورانه و خلاقانه است. در صنعت، علاوه بر بحث توليد، بحث خلاقيت نيز نهفته است.<br>وانقلاب صنعتي اروپا  نقطه عطفي در گسترش خلاقيت در عرصه توليد و گام‌نهادن در دنياي جديد توام با خلاقيت و نوآوري است.اقتصاددانان، صنعت را موتور محركه اقتصاد و عامل كليدي رشد و توسعه اقتصادي كشورها مي‌دانند و بر همين اساس بر افزايش رشد صنعت، سرمايه گذاري روي توليد صنعتي، صادرات صنعتي و اشتغالزايي ناشي از صنعت تاكيد دارند.<br><br>"( ماهنامه ی علمی تدبیر، شماره ی 171)"</p> Wed, 13 Dec 2017 07:27:20 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/31/ نقد فیلم آپاندیس http://vkweb.tarlog.com/post/30/ <p>کارگردان : حسین نمازی<br><br>نویسنده : حسین نمازی<br><br>بازیگران : آناهیتا نعمتی، امیرعلی دانایی، رضا اکبرپور، سیمون سیمونیان، پردیس منوچهری، مرجان مومنی، محمدعلی کیانی، جمشید بهادری، مرتضی علی عباس میرزایی، محسن میری، پگاه پور ضرابیان، علی مهربانی، اشکان نجاتی، بهرام نوری، سحر مهرانی، صحرا اسدالهی، حمیرا مهدوی، شیوا سرمست، نیوشا عبدالرحیمی<br><br>خلاصه داستان : اثری اجتماعی است و وقایع روز اجتماع در آن روایت می‌شود. فیلم در بیمارستان می‌گذرد و از این لوکیشن خاص که پر از اضطراب و نگرانی است به مسایل جامعه اشاره دارد.<br><br><br>(احمقی سنگی را در چاه می اندازد که صدها عاقل هم نمی توانند آن را بیرون بیاورند)<br><br>کلیت فیلم «آپاندیس» را می‌توان در جمله بالا خلاصه کرد، فیلمی قصه گو که با تمام ضعف‌ها و کمبود‌هایش موفق می‌شود تا بیننده را تا لحظه آخر پای تصویر نگاه دارد و این ویژگی می‌تواند مزیتی بزرگ برای یک فیلم باشد. اولین ساخته حسین نمازی که از جشنوار فجر کنار گذاشته شد، فیلمی است که پایه و اساسش بر قصه گویی سینمای کلاسیک ریخته شده و مهمترین ویژگی فیلم را نیز می‌توان در همین امر مشاهده کرد، در روزهایی که سینمای ما بیشتر مشغول ساختن آثاری است که نگاهی مشابه به یک سری از مشکلات اجتماعی دارند و درگیر روایت قصه به دور از سینمای کلاسیک هستند، آپاندیس با قصه خوبی که دارد و هم چنین نقطه گذاری‌های خوب خود می‌تواند اثری قابل تامل و قابل دیدن در سینما باشد. از همان لحظه آغازین فیلم بیننده متوجه این موضوع خواهد شد که تلاطمی بزرگ در راه است، زیرا لوکیشن فیلم و البته فضاسازی آن به شکلی است که به طور ناخودآگاه اضطراب و تشویش را به بیننده منتقل خواهد کرد، حال اینکه شخصیت‌هایی که از ابتدا در فیلم حضور دارند و به مرور نیز اضافه می‌شوند اطمینان بیننده برای وجود یک تلاطم بزرگ را بیشتر خواهند کرد.<br><br>Appendix«آپاندیس» داستانی جذاب دارد، تمام قصه فیلم در یک بیمارستان روایت می‌شود، جایی که رضا همسرش زری را به بیمارستان می‌آورد و از دوست زری یعنی لیلا کمک می‌خواهد، پس از اینکه رضا متوجه می‌شود زری باید مورد عمل جراحی آپاندیس قرار بگیرد، از لیلا می‌خواهد تا دفترچه بیمه‌اش را در اختیار آن‌ها قرار بدهد زیرا خودش پولی ندارد، لیلا که قدرت نه گفتن را ندارد به ناچار می‌پذیرد، محسن همسر لیلا نیز در همین بیمارستان کار می‌کند و موقعیت خوبی دارد، پس از اینکه مامور گزارش بیمه یعنی گلی طهماسبی به رضا و زری شک می‌کند، لیلا تمام داستان را به محسن می‌گوید و حالا محسن نیز ناخواسته در بحرانی جدی قرار می‌گیرد و بحران زمانی جدی تر می‌شود که محسن باید برای توضیح مساله به اتاق گلی طهماسسبی برود، اما او و گلی گذشته‌ای نا فرجام با یگدیگر داشته‌اند و گلی نیز دل خوشی از محسن ندارد، تمام این گره‌ها تا پایان قصه ادامه دارند و بیشتر نیز می‌شوند و در میان همه این گره‌ها حقایقی وحشتناک آشکار می‌شوند. این قصه جذاب که با استفاده از یک اشتباه رایج در کشور ما و البته موضوع مهم نه گفتن نوشته شده و پایه و اساسش را بر اشتباهی به ظاهر ساده و دروغ گذاشته، می‌تواند از لحظه آغاز تا پایان برای بیننده جذاب باشد.<br><br>Appendixنمازی که خود نویسنده فیلم نامه نیز هست، به خوبی توانسته نقطه گذاری‌های قصه در ساختار فیلمنامه کلاسیک را انجام دهد، به طوری که بیننده تغییر مسیر قصه و شروع کشمکش‌های فراوان را به خوبی حس خواهد کرد، و زمانی که این تلاطم‌ها و کشمکش‌ها با فضای بسته فیلم که تماما در بیمارستان می‌گذرد همراه می‌‌شوند، حس خفقان و استرس بیشتری را برای بیننده ایجاد خواهند کرد. «آپاندیس» پر است از لحظاتی که بیننده انتظارش را ندارد و این مزیتی بزرگ برای فیلم محسوب می‌شود، پیچیدگی‌های قصه به موقع و به اندازه هستند و موقعیتی که شخصیت‌ها در آن قرار می‌گیرند موقعیتی باورپذیر است، و یکی از بهترین ویژ‌گی‌های قصه فیلم حفظ انسجام این موقعیت‌ها از ابتدا تا انتها است، به طوری که فیلم برای حفظ تمپوی خود دست به دامان خرده اتفاق‌ها و یا خرده داستان‌های فرعی شخصیت‌ها نمی‌شود و تا آخرین لحظه در مسیر قصه‌ای که از ابتدا تعریف کرده حرکت می‌کند و اگر بناست تا حقیقتی را رو کند و یا به امری حاشیه‎ای بپردازد در دل همان قصه اصلی این کار را انجام می‌دهد و این حواشی یا اتفاقات کوچک را طوری درون قصه قرار داده که تاثیری عمیق بر روند کلی قصه نمی‌گذارند اما در عین حال مهم و حیاتی هستند. اینگونه پردازش دقیق و ریزبینانه به فیلمنامه باعث شده تا فیلم همواره جذاب و سرحال به نظر برسد.<br><br>Appendixبه عنوان مثال، نویسنده شخصیتی را در فیلم قرار داده که مسئول گزارش بیمه‌های بیماران به مسئولین عالی رتبه است، گلی طهماسبی که ظاهرا پیش از این عاشق محسن بوده است و به دلیل اینکه برادر محسن مرده و محسن مجبور بوده تا با زن برادر خود یعنی لیلا ازدواج کند، دست از عشق به محسن کشیده است، و همین مساله کینه‌ای را در دل گلی نسبت به محسن قرار داده، و حالا مسئولیت این شخص در فیلم، بحرانی که محسن ناخواسته در آن قرار گرفته و گره خوردن بحران محسن با مسئولیت گلی آن قدر جذاب است که تپش قلب بیننده را به شماره بیندازد و بیننده بخواهد ادامه داستان را ببیند، در تمام مدت زمان فیلم می‌توان نمونه ‌های زیادی از این غافلگیری‌ها و تلاقی اتفاقات را مشاهده کرد که هم منطقی هستند و هم جذاب به نظر می‌رسند، و در برهوت قصه گویی درست در سینمای ما، می‌توان قصه‌ای درست و منطقی که جذابیت‌های خاص خود را نیز داراست مشاهده کرد.<br><br>Appendix«آپاندیس» در پس تمام اتفاقاتی که در قصه‌اش رقم می‌زند، شخصیت‌هایی که پرورش می‌دهد و تلاقی‌هایی که ایجاد می‌کند، نگاهی به مشکلات و معضلات جامعه دارد، بیمارستان به عنوان مکانی که همه قشرها به شکل‌های مختلف درگیر آن می‌شوند در نظر گرفته شده و دوربینی که هیچ‌گاه از این بیمارستان بیرون نمی‌رود تا ناظر و شاهد همه اتفاقات باشد، در حال نمایش جامعه‌ای کوچک است که پر از تلاقی‌ها، اتفاقات، ناگواری‌ها، دروغ‌ها، عمل‌ها و عکس العمل‌هاست. دروغی که به ظاهر کوچک است همه چیز را عوض می‌کند، غیرت یک مرد را زیر سوال می‌برد، عشقی قدیمی را نمایان و حقیقت یک ازدواج را روشن می‌کند، شک و تردیدها را بروز می‌دهد، اعتمادها را از بین می‌برد و تک تک کسانی را که خواسته و ناخواسته درگیرش می‌شوند را به ورطه نابودی می‌کشاند، و نشان می‌دهد که این دروغ از فقر و نداری نشات می‌گیرد و بیننده را در جایی قرار می‌دهد تا قضاوت کند، و این سوال را از خود بپرسد که آیا در شرایطی خاص و تحت جبر باید تن به انجام بعضی کارها داد یا نه، و بیننده می‌تواند خود را درون موقعیت حس کند و طعم آن را بچشد، و این مزیتی بزرگ برای یک فیلم است.<br><br>برخی موقعیت‌ها در فیلم می‌توانستند شکل بهتری بگیرند، عکس العمل‌های شخصیت‌ها باورپذیرتر باشند و حتی برخی صحنه‌ها نیز قابلیت حذف شدن را دارا بودند. اما انسجام فیلم از ابتدا تا انتها نمره قبولی را می‌گیرد. بازی‌های بازیگران همگی در سطحی معمولی به سر می‌برند و در جاهایی نیز ضعیف به نظر می‌رسند، اتفاقی که اگر نمی‌افتاد و بازی‌های بهتری ارائه می‌شد، قطعا به راحتی نمی‌شد که از کنار این فیلم و اتفاقاتش عبور کرد، گرچه که همین حالا نیز قصه و دغدغه فیلم بیننده را درگیر خواهد کرد.<br><br>«آپاندیس» در نگاهی کلی به عنوان فیلم اول یک کارگردان و اثری کم هزینه و کم ادعا، قابل قبول و گیراست، قصه‌ای پر کشش دارد و گره‌هایی که بیننده را وادار به دنبال کردن ادامه قصه می‌کنند در فیلم به وفور دیده می‌شوند، فیلمی که مجموعه‌ای از اتفاقات و تلاقی‌هاست، نمایشی از یک جامعه و انسان‌های درون آن است، انسان‌هایی که در عین نزدیکی دور هستند، و نمایشی از پنهان کاری‌ها، دروغ‌ها و قضاوت‌هاست. فیلمی که ادعایی ندارد و همه چیز تمام هم نیست، اما حرفش را می‌زند و جذاب است.<br><br>اختصاصی نقدفارسی<br><br>منتقد: عباس نصراللهی<br><br>منبع: سایت نقد فارسی<br></p> Wed, 06 Dec 2017 07:20:48 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/30/ برند چیست؟ http://vkweb.tarlog.com/post/29/ <span><br>آیا باید نخستین درس برند و برندسازی، با تعریف برند و واژه نامه با توضیح کلمات مرتبط با مدیریت برند آغاز شود؟<br><br>معمولاً رسم بر این است که #واژه‌ نامه، آخرین بخش یک کتاب درسی است. در کلاس‌های درس هم، واژه‌ها معمولاً به تدریج و در طول کلاس تعریف می‌شوند.<br><br>دلیل اصلی شروع درس برند و برندسازی با تعریف برند و سایر واژه‌های مرتبط، تعدد دیدگاه‌ها و اختلاف نظر‌های موجود در حوزه‌ی برند و برندسازی است.<br><br>هر کس به فراخور حال و روز خود، به تناسب نیاز خود، و بسته به سابقه‌ی خود، تعریف برند و برندسازی را اصلاح کرده و تغییر داده است! به همین دلیل،  مجبوریم قبل از شروع بخث‌های تخصصی‌تر، با هدف شکل‌گیری یک زبان مشترک در مورد برند و برندسازی، بحث را با تعریف واژه‌ها آغاز می‌کنیم.<br><br>آنچه در اینجا می‌بینید صرفاً تعاریفی اولیه و کلی با هدف کاهش احتمال سوء برداشت‌ها و سوء تفسیرها از مفاهیم اولیه است و هر یک از این مفاهیم، با جزییات بیشتر در درس‌های آتی بررسی خواهند شد.<br><br>مکاتب مختلف در تعریف برند<br><br>تعریف برند (Brand) در طول سالهای اخیر تغییرات زیادی را به خود دیده است.<br><br>معمولاً نحوه‌ی تعریف برند،‌ بستگی به این داشته است که چه شخصی آن را تعریف کرده از چه منظری به این حوزه نگاه کرده است.<br><br>تیلده هدینگ و همکارانش در کتاب مدیریت برند خود توضیح می‌دهند که با مرور بیش از ۳۰۰ مقاله در نشریات Journal of Marketing، Journal of Marketing Research، Harvard Business Review و European Journal of Marketing توانسته اند حداقل هفت نگاه مختلف را در بحث تحلیل برند و برندسازی تشخیص بدهند:<br><br>نگاه اقتصادی به تعریف برند و شیوه برندسازی<br><br>این همان نگاهی است که حسابدارها و مدیران مالی به برند دارند. برند برای آنها بخشی از دارایی‌های نامشهود سازمان است و در ترازنامه ظاهر می‌شود و وقت قیمت گذاری کسب و کار، مورد توجه قرار می‌گیرد.<br><br>نگاه هویتی به تعریف برند و شیوه برندسازی<br><br>از این منظر، برند بخشی از هویت کل سازمان را شکل می‌دهد. بنابراین، سازمان می‌کوشد بر اساس تعریفی که از هویت خود دارد، برندی متناسب با آن هویت را ایجاد کرده و توسعه دهد.<br><br>نگاه به برند و برندسازی از دید مصرف کننده<br><br>در این نگاه، برای تعریف برند به این مسئله توجه می‌شود که مصرف کننده، با دیدن و شنیدن نشانه‌های مرتبط با برند، چه چیزهایی برایش تداعی می‌شود.<br><br>نگاه به برند و برندسازی از دید #شخصیت شناسی<br><br>اگر فرض کنیم یک برند مانند یک انسان است و تمام ویژگی‌های یک انسان را دارد، چه شخصیت انسانی را می‌توان به آن برند نسبت داد؟<br><br>یا اجازه بدهید به شکل دیگری بگوییم: اگر مردم، به برند ما به عنوان یک انسان نگاه کنند، مناسب است که آن را در قالب چه شخصیتی ببینند و بشناسند؟<br><br>شخصیت‌های انسانی، #درونگرا هستند. برونگرا هستند. خلاق و ریسک پذیر هستند. محافظه کار و اهل تقلید هم هستند. شاد و زنده هستند. رسمی و مرده هم هستند. وحشی و رام نشدنی هستند. تابع و آرام هم هستند. هر صفتی را که به انسانی نسبت می‌دهیم می‌توانیم در مورد یک برند هم به کار ببریم.<br><br>نگاه به برند از دیدگاه رابطه شناسی و مدیریت رابطه<br><br>این نوع نگرش هم، شکل رایج دیگری از نگاه به برند و برندسازی است.<br><br>همه‌ی آن بحث‌هایی که در حوزه‌ی رابطه انسانها با یکدیگر می‌شنویم و می‌خوانیم را می‌توان در مورد رابطه مشتری با یک برند هم مطرح کرد.<br><br>ما انسانها به برخی روابط به شکل تفننی نگاه می‌کنیم. به برخی دیگر به شکل دائمی. در برخی از رابطه‌هانقش حامی را داریم و در رابطه‌هایی دیگر شکایت داریم و در جستجوی فرصت انتقام. همه‌ی این جنس رابطه‌ها در ارتباط انسانها با برندها هم دیده می‌شود.<br><br> نگاه به برند و برندسازی به عنوان تکیه گاهی برای تعاملات و ایجاد جایگاه اجتماعی<br><br>این هم شکل دیگری از نگاه به برند است.<br><br>گاه یک مدیر موفق، احساس می‌کند که باید خودکارش حتماً دارای برند خاصی باشد. برند خودروی سواری او تنها می‌تواند یکی از سه یا چهار برند مطرح اصلی در کشور باشد. برند پوشاک او باید از میان گران‌ترین یا لوکس‌ترین برندهای جهان انتخاب شود.<br><br>بسیاری از برندهای لوکس دنیا که برخی از آنها را در #داستان کسب و کار در دوره MBA متمم شناخته‌ایم و مورد بحث‌ قرار داده‌ایم، عملاً به بخشی از فرهنگ مصرف مدیران تبدیل شده‌اند.<br><br>طبیعی است که این شکل از برندسازی هم مانند همه‌ی اشکال دیگر، در نهایت می‌تواند منافع اقتصادی بلندمدت برای مالکان برند به همراه داشته باشد.<br><br>اما طبیعتاً برندهایی می‌توانند از این منافع استفاده کنند که به برند خود، نه فقط به عنوان ابزاری برای فروش بیشتر،‌ بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد هویت جمعی قدرتمند‌تر، استفاده کنند.<br><br>نگاه فرهنگی به برند و برندسازی<br><br>این شکل از نگاه هم، شیوه‌ای است که معمولاً در سطح کلان مطرح می‌شود و دغدغه‌ی دولتمردان است.<br><br>وقتی از شکل کلان به بحث فرهنگ نگاه می‌کنیم،‌ برند و برندسازی فراتر از معادلات ساده و اولیه کسب و کار است و کمک می‌کند که برخی صفات و ویژگی‌ها، در سطح کلان به یک فرهنگ نسبت داده شود.<br><br>امروز نام سوییس برای بسیاری از ما دقت و ظرافت را تداعی می‌کند. شاید زمانی ساعت سوییسی با هویت و دقت و کیفیت خود، به نام سوییس اعتبار می‌داد، اما امروز روند وارونه‌ای شکل گرفته است:<br><br>این نام سوییس است که به ساعت‌ها اعتبار می‌دهد.<br><br>تعاریف‌ رسمی‌تر برند چه هستند؟<br><br> سالها پیش، انجمن بازاریابی آمریکا، برند را به این صورت تعریف کرد که:<br><br>    برند یعنی یک نام، عبارت، نشانه یا علامت یا ترکیبی از اینها که با هدف متمایز کردن یک کالا یا خدمت از سایر کالاها و خدمات یک فروشنده یا برای ایجاد تمایز میان کالا و خدمت یک فروشنده با کالا و خدمات سایر فروشندگان به کار گرفته شود.<br><br>امروز می‌دانیم که این تعریف خیلی خیلی ساده‌تر از نگاه امروزی به برند است. بسیاری از کتاب‌های مدیریت برند، واژه‌ها و اصطلاحات زیادی را به این تعریف افزوده‌اند. برخی از آنها خودشان با هدف برندسازی و متمایز کردن خود از دیگران، تعریف خود را جرح و تعدیل کرده‌اند.<br><br>شاید بهتر باشد در کنار همه‌ی این تعریف‌ها، هر یک از ما هم تعریفی در خور نیاز و دغدغه‌های خود از این واژه ارائه دهیم و در بند بحث‌های بیهوده‌ی بی‌خاصیت نیفتیم.<br><br>معماری برند<br><br>معماری برند یا Brand Architecture هم واژه‌ی دیگری است که در حوزه‌ی برند و برندسازی به صورت فراگیر مورد استفاده قرار می‌گیرد. دیوید آکر در کتاب Brand Leadership خود، معماری برند را به این صورت تعریف کرده است:<br><br>    «ساختاری که یک مجموعه به وسیله آن، سبد برندهای خود یا پورتفولیوی برندهای خود را سازماندهی می‌کند».<br><br>بحث معماری برند بحث گسترده‌ای است و مدل‌های بسیار مختلفی از آن ارائه و مطرح شده است. فقط کافی است مقایسه‌ای بین سامسونگ و پروکتر اند گمبل داشته باشید.<br><br>برند و برندسازی - سامسونگ - دوره MBA متمم - محل توسعه مهارتهای من<br><br>همه چیز با نام SAMSUNG عرضه می‌شود. مهم نیست که کارت حافظه باشد یا یخچال یا موبایل یا تبلت یا لپ تاپ. حالا نگاهی به برخی از برندهای پروکتر اند گمبل یا P&amp;G بیندازید:<br><br>برند و برندسازی پروکتر اند گمبل - دوره MBA متمم - محل توسعه مهارتهای من<br><br> ممکن است کسی نداند که تیغ ژیلت را از همان شرکتی می‌خرد که باتری دوراسل را تولید میکند. شاید کسی نداند که وقتی بعد از خوردن چیپس‌های Pringle، دندان خود را با خمیردندان Crest مسواک می‌زند، باز هم مشتری همان شرکت است و زمانی که شب هنگام، نوزاد خود را با پوشک Pampers آماده‌ی خواب می‌کند، هنوز هم دارد از محصولات شرکت P&amp;G یا Procter and Gamble استفاده می‌کند.<br><br>معماری برند محدود به این دو گزینه نیست و گزینه‌های متعدد دیگری هم برای آن متصور است که لازم است در درس‌های آتی به صورت مستقل به آن پرداخته شود. ما برای بررسی این موضوع، از دیدگاه‌های کاپفرر در فصل سیزدهم کتاب مدیریت استراتژیک برند استفاده خواهیم کرد.<br><br> <br>برند محصول<br><br>حالا که مثال P&amp;G را مطرح کردیم، مفهوم Product Brand یا برند محصول هم به سادگی قابل درک است. زمانی که یک عرضه کننده، برای هر محصول خود یک برند مستقل می‌آفریند، عملاً برند محصول شکل گرفته است. دقیقاً شبیه اتفاقی که در P&amp;G روی داده است. اینکه آیا استفاده از برند محصول، یک کار درست و مفید است یا اینکه بهتر است همه محصولات از برند کلی سازمان بهره ببرند، سوالی است که باید در حوزه معماری برند پاسخ داده شود.<br><br> <br>برند خدمت<br><br>وقتی از برند محصول حرف می‌زنیم بد نیست که به برند خدمت یا Service Brand هم اشاره کنیم. اکونومیست وقتی می‌خواهد سرویس (یا خدمت)‌ را تعریف کند،‌ از عبارت بسیار ساده‌ای استفاده می‌کند: سرویس چیزی است که قابل خرید و فروش است اما از دست شما روی پایتان نمی‌افتد!<br><br>اما قاعدتاً برای دوستانی که درسهای دوره MBA متمم را پیگیری می‌کنند، شفاف است که تفکیک بین کالا و خدمات، تفکیک ساده ای نیست. در درس ارزش و ارزش آفرینی، به صورت مفصل به این بحث پرداخته‌ایم که کالا و خدمت، دو انتهای یک طیف هستند و محصول شما ممکن است در هر جایی از این طیف قرار بگیرد.<br><br>اگر سلسله مباحث درس ارزش و ارزش آفرینی را مطالعه نکرده‌اید، لااقل توصیه می‌کنیم که برای ادامه سلسله درسهای برند و برندسازی، درس نهم و درس دهم این سری را مطالعه کرده و تمرین‌های درس نهم را هم انجام دهید.<br><br>به هر حال، واقعیت این است که در حوزه‌ی خدمت، «تجربه انسانی» و «تعامل با عرضه کننده خدمت» شکل بسیار جدی‌تری به خود می‌گیرد و طبیعی است که برند و برندسازی برای یک خدمت تا حد زیادی با برند و برندسازی برای یک کالا متفاوت باشد.<br><br>برند و برندسازی در دوره MBA متمم<br><br>سنجش برند<br><br>سنجش برند یا Brand Audit هم واژه‌ی دیگری است که در حوزه‌ی برند و برندسازی به کار برده می‌شود. شاید به نظر بیاید که ساده‌تر و منطقی‌تر باشد که از واژه‌ی ارزیابی یا ارزشیابی برند استفاده کنیم، اما از آنجا که ارزیابی و ارزشیابی ممکن است تداعی کننده ارزشیابی قیمت یک برند باشد، ما از واژه‌ی سنجش برند استفاده می‌کنیم.<br><br>کوین کلر در کتاب مدیریت استراتژیک برند خود، دو حوزه‌ی مختلف را برای سنجش برند مد نظر قرار می‌دهد.<br><br>در حوزه‌ی اول بحث «‌Brand Inventory» را مطرح می‌کند که اگر بخواهیم به جای «موجودی برند» از معادلی مفهومی برای این اصطلاح استفاده کنیم، شاید «ارزیابی پیام ارسالی برند» مناسب باشد. در این حوزه از سنجش برند، به نحوه بازاریابی و برندسازی انجام شده از سوی شرکت نگاه می‌کنیم و اینکه چه پیامی با استفاده از استراتژی برندسازی موجود و ابزارهای مورد استفاده، برای مخاطب ارسال می‌شود.<br><br>در حوزه دوم، بحث «Brand Exploratory»  مورد توجه قرار می‌گیرد. با اگر بخواهیم به جای ترجمه لفظ به لفظ «اکتشاف برند» از معادلی مفهومی‌تر استفاده کنیم شاید «ادراک برند» ترکیب مناسب‌تری باشد. اینکه ما به سراغ استفاده کنندگان و مخاطبان یک برند برویم و ببینیم آنها چه احساس و چه ادراکی از این برند دارند. ممکن است ما متمم را به عنوان «محلی برای توسعه دانش و مهارتهای شما» مطرح کنیم و همه جا تلاش کنیم همین مفهوم مطرح شود، اما از دید عمده‌ی مخاطبان، اینجا یک «مجله سرگرم کننده» ادراک شود.<br><br>به هر حال، سنجش برند یکی از مسائل مهمی است که ظرافت‌ها و نکات و متدلوژی خاص خودش را دارد که اطمینان داریم مطالعه آن برای علاقمندان این درس مفید و کاربردی خواهد بود.<br><br> <br>ارزش پیشنهادی برند<br><br>ارزش پیشنهادی برند یا Brand Value Proposition درباره وعده ی یک برند صحبت میکند. اینکه وقتی خودرو بنز میخرید، وعده ی این برند برای شما چیست؟ در حوزه ی عملکرد چه وعده هایی به شما میدهد؟ در حوزه ی احساسی چطور؟ چه کمکی به شما برای بیان خودتان و شخصیت خودتان می کند؟<br><br>ضمن اینکه حتماً به این نکته توجه دارید که ارزش پیشنهادی برند، میتواند دو شکل کاملاً مختلف داشته باشد. یکی ادعاها و توضیحاتی که خود برند برای تبلیغ و معرفی خود مطرح میکند و یکی برداشت و ادراک مشتریان و مخاطبان برند. طبیعی است که رویایی است این دو دیدگاه، تا حد زیادی به یکدیگر نزدیک باشند. اما الزاماً چنین نیست.<br><br>ارزش پیشنهادی برند چگونه تعریف می شود؟<br><br> <br>جامعه هواداران برند<br><br>جامعه هواداران برند - برند و برندسازی - دوره MBA متممجامعه هواداران برند یا Brand Community یک ساختار اجتماعی است که علاقمندان و مشتریان و مصرف کنندگان برند، می‌توانند از طریق آن با برند و با یکدیگر در ارتباط باشند. در گذشته معمولاً چنین گروه‌هایی در کلوپ‌های فیزیکی شکل می‌گرفتند. یا گاهی در مهمانی‌های فصلی و سالیانه‌ای که برندها برگزار می کردند و به شیوه‌های مختلف، تلاش می‌کردند به وسیله‌ی آنها، جای بیشتر و بهتری را در ذهن مشتریان و علاقمندان خود اشغال کنند.<br><br>اما با شکل گیری اینترنت و شبکه های اجتماعی، امروزه متداولترین شکل جامعه هواداران برند، شکل مجازی آن است. تالارهای گفتگو، صفحات هواداران در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و اینستاگرام، حسابهای توییتر و موارد مشابه، همه شکل‌های جدید جامعه هواداران برند هستند که به شکل فراگیر مورد استفاده قرار می‌گیرند.<br><br>فضای برند و برندسازی در حدی تغییر کرده است که مونیز و گویین در مقاله خود در سال ۲۰۰۱ مشخصاً جامعه‌ هواداران برند را:<br><br>    «جامعه اختصاصی طرفداران و تحسین کنندگان یک برند به همراه مکانیزم‌ها و ساختارهایی برای ارتباط میان آنها، بدون محدودیت جغرافیایی»<br><br>تعریف کردند. این مقاله که بعداً به صورت مستقل به آن خواهیم پرداخت از جمله مقالاتی است که به صورت گسترده در تحقیقات مرتبط با برند مورد استفاده قرار گرفته است.<br><br>برای مدیریت جامعه هواداران برند، چه نکاتی را مد نظر قرار دهم؟<br><br> <br>عصاره برند<br><br>عصاره برند یا Brand Essence یکی از واژه‌های فراگیر در حوزه برند و برندسازی است. بر اساس توضیحات تیلده هدینگ و شارلوت نودیتزن در کتاب Brand Management، مفهوم هویت برند و عصاره برند تقریباً مورد اتفاق نظر تمام دانشگاهیان و محققانی است که در حوزه برند و برندسازی مطلب نوشته اند.<br><br>برای لغت عصاره برند از DNA و هسته (Kernel) هم استفاده شده است. عصاره برند یک «ایده» یا یک «جمله» است که قلب و روح برند را بیان می‌کند. برای اینکه برند زنده بماند و شیره‌ی جان آن از دست نرود، اگر همه چیز هم تغییر می‌کند، عصاره برند نباید تغییر کند. هیچ حرکتی در بازاریابی و تبلیغات، نباید این عصاره را تغییر داده یا تضعیف کند.<br><br>لغت عصاره برند توسط دیوید آکر به کار برده شده است. کوین کلر در کتاب مدیریت استراتژیک برند خود،‌ برای عصاره برند از لغت «مانترا» یا «ورد برند» استفاده می‌کند. کاپفرر در کتاب خود، واژه‌ی Kernel یا هسته را ترجیح می‌دهد. اما به هر حال مفهوم یکی است. اگر همه چیز هم در مورد یک برند تغییر کند، چیزی باید باشد که ثابت بماند!<br><br>احتمالاً مطلبی را که در مورد ست گادین در متمم منتشر شده مطالعه کرده‌اید و به واسطه این مطلب، او را می‌شناسید. ست گادین کتابی دارد به نام Tribes یا قبیله‌ها. او در این کتاب توضیح می‌دهد که هر فرد یا کسب و کار یا هر برند موفقی، باید تلاش کند که برای خودش یک قبیله بسازد. این چیزی است که می‌تواند آن ایده یا محصول یا برند را ماندگار کند. حرف‌های ست گادین را از جمله کاربردی‌ترین و قابل درک‌ترین نکات در خصوص شکل دادن به جامعه یک برند می‌دانند.</span> Thu, 30 Nov 2017 07:17:42 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/29/ 5 گام از ابتدا تا انتهای برندینگ http://vkweb.tarlog.com/post/28/ <p>هر جا که در مورد هر بحثی از دنیای کسب و کارها و استارت آپ‌ها و… مطلب یا اینفوگرافیک یا ویدیو و… می‌دیدم، بدون شک رد و پای یک بحث خیلی مهم را در همه‌ی آن‌ها پیدا می‌کردم: “برندینگ”<br><br>تقریبا همه موافقند که برندینگ اگر مهم‌ترین بحث در کسب و کارها نباشد، قطعا یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.<br>در کشور ما هم آنقدر برندینگ و مشاوره برندینگ و… رونق گرفته که به قول یکی از دوستان: “یکی بود.. یکی نبود.. کشوری بود..که مشاورای برندش از برنداش بیشتر بودن!”<br><br>برویم سر اصل مطلب..<br>اگر شما هم به فکر افتادید که برندینگ شرکت، سازمان، وب‌سایت، محصول، خدمات و… خودتان را شروع کنید پیشنهاد من این است که در 5 گامی که آقای Signorelli به شما پیشنهاد می کند عمل کنید.<br>این شما و این هم 5 گام برندینگ:<br>گام 1: قبل از هر کاری، اطلاعات جمع آوری کنید<br><br>اولین گامی که باید بردارید این است که تا می‌توانید در ارتباط با این دو زمینه اطلاعات به دست آورید:<br><br>    شخصیت برند: تمام فرهنگ‌ها و شخصیت‌هایی را که برندتان می‌تواند داشته باشد، بررسی کنید.<br>    (شخصیت‌هایی مثل لوکس، مقرون به صرفه، مدرن، جوان‌گرا، خانوادگی، رسمی و…)<br>    رقابت: وضعیت رقابت در بازار برندتان چطور است؟ (فرصت‌ها و تهدیدهایش را بررسی کنید.)<br>    (تاکید می‌کنم که هم فرصت‌ها را بررسی کنید و هم تهدید‌ها را)<br><br>گام 2: شخصیت برندتان را تعریف کنید<br><br>خب در مرحله قبل درباره تمام شخصیت‌هایی که برندمان می‌توانست داشته باشد تحقیق کردیم و فرصت‌ها و تهدید‌هایش را هم بررسی کردیم.<br>حالا نوبت آن است که شخصیتی را برای برندمان انتخاب کنیم و بعد از آن، کاری کنیم که “هر چیزی” که مربوط به برندمان است، جلوه‌دهنده این شخصیت باشد.<br><br>از لوگو، وب‌سایت و سایر اِلِمان‌های بصری بگیرید تا کیفیت محصولات‌تان، قیمت گذاری و…<br>شخصیتی که برای برندتان تعیین کردید، باید مثل خون در هر چیزی که (تکرار می کنم، هر چیزی که) به برندتان مربوط است، جریان داشته باشد؛ وگرنه آن قسمت را باید مُرده بدانید.<br><br>این “هرچیزی از برندتان” که می‌گویم برای مثال می تواند این موارد باشد:<br><br>    المان‌های بصری: ویژگی‌های ظاهری لوگو، بروشور، وب‌سایت، بنر تبلیغاتی و…<br>    لحن متن: آن چه در کاتالوگ‌ها، وب‌سایت، ایمیل‌ها، وبلاگ‌ها، آگهی‌ها و… مربوط به برندتان می‌نویسید.<br>    بسته بندی: سوای رنگ و طرح و… آن، در چه قالبی می‌خواهید کالایتان را بسته‌بندی کنید؟ جعبه؟ نایلون؟ کاردستی؟ و…<br>    محیط اداری‌تان، آدرس دفتر کارتان، لحن پاسخ گویی منشی تان، پیک موتوری‌تان و…<br><br>و ده‌ها و صد‌ها مورد دیگری که به هر روشی به برندتان ربط دارد. همه و همه باید تداعی‌گر آن شخصیت باشد.<br>گام 3: برای برندتان چشم انداز تعریف کنید<br><br>با توجه به اطلاعاتی که تا الان در دست دارید، نوبت آن رسیده که چشم انداز واضحی را برای خود و برندتان تعریف کنید، تا پتانسیل‌های موجود و پیش رویتان، مشخص و برنامه ریزی شود.<br><br>    چه بازارهایی را هدف قرار داده‌اید؟<br>    چه قدر از این بازار سهم می‌خواهید؟<br>    دوست دارید درباره برند شما، چه کسانی.. چه بگویند؟<br>    کدام جایزه‌ها را می‌خواهید بگیرید؟ در کدام جشنواره‌ها می‌خواهید پیروز شوید؟<br>    چقدر درآمد و چقدر دارایی برای برندتان می‌خواهید؟<br>    و…<br><br>گام 4: مخاطبان خود را جذب کنید<br><br>داشتن یک برنامه کامل و دقیق به تنهایی کافی نیست، باید از ذهنیت و شخصیت خریداران و مشتریان، نیازها وعلایقشان نیز باخبر شوید و با مشتریانی که هدف قرار داده‌اید، ارتباط برقرار کنید.<br><br>ببینید مشتریان‌تان کجا هستند؟ خودتان را نشان بدهید و به آن‌ها بگویید که برندی متعلق به آن‌ها هستید؛ همانی هستید که سلیقه و علاقه و نیازشان می‌خواهد (البته واقعا این طور باشید؛ مردم باهوش شده‌اند و گول زدن را تشخیص می‌دهند!!)<br>گام 5: از این 5 پل عبور کنید<br><br>برای برندسازی باید از 5 پُل عبور کنید:<br><br>    آگاهی بخشی (Awareness): مردم را از بودنتان آگاه کنید.<br>    درک کردن (Comprehension): تمام آن شخصیتی را که برای برندتان تعریف کرده‌اید، تمام تعهدات‌تان، آن چه ارائه می‌دهید و… را به مشتری بفهمانید تا مشتری شما را کامل بشناسد.<br>    اعتماد (Confidence): بعد از این شناخته شدید، باید به شما اعتماد کنند و کالا یا خدمات برند شما را انتخاب کنند.<br>    وابستگی (Affinity): اگر بعد از استفاده از کالا یا خدمات برندتان به شما وابسته شدند (مثل من که از هیچ برند دیگری جز LG نمی توانم گجتی بخرم!) که دیگر خیلی خوب است!<br>    برای رساندن مشتریان به این مرحله هم می‌شود برنامه‌ای ریخت.<br>    تداوم ارتباط با مشتری (Continuous Connection): خود به خود که قرار نیست دستاوردهایتان را تا ابد حفظ کنید! برای تداوم ارتباط با مشتریان‌تان و گسترش آن، برنامه‌ای داشته باشید.<br><br></p> Tue, 21 Nov 2017 07:08:50 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/28/ کاربرد هوش بازار در بازاریابی http://vkweb.tarlog.com/post/27/ <p>هوش بازار مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را توضیح می‌دهد که با استفاده از منابع اطلاعاتی موجود، نمایی از بازار ارائه می‌نماید که شرکت به کمک آن درک می‌کند چه اتفاقاتی در بازار رخ می‌دهند، چه مسائلی وجود دارند، رقبا چه کارهایی انجام می‌دهند، مشتری‌ها یا مصرف‌کنندگان چه کاری انجام می‌دهند (برای مثال شبکه‌های اجتماعی)، و پتانسیل‌های احتمالی بازار برای محصولات یا خدمات جدید، با توجه به فعالیت‌ها و پاسخ‌های پیشین چیست؟<br><br><br>به‌طور کلی با توجه به منبع داده‌ها می‌توان هوش بازار را به دو حوزه تقسیم کرد:<br><br>    هوش بازار مبتنی بر داده‌های بیرونی؛<br>    بررسی شبکه‌های اجتماعی؛<br>    هوش بازار مبتنی بر داده‌های درونی.<br><br>دو دسته‌ی آخر با عنوان کلان‌داده بازتعریف شده‌اند. اما از هوش بازار برای اشاره به جمع‌آوری و بررسی اطلاعات بیرونی مانند تحلیل گزارش‌ها، داده‌های مالی رقبا، بررسی نشریات یا شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده می‌شود. در هوش بازاریابی توجه از اطلاعات داخلی، که چشم‌اندازی از بازار و رفتار مشتری‌ها فراهم می‌کنند، برداشته شده است و بیشتر به سمت منابعی مانند پایگاه‌های داده، فهرست مشتری‌های بالقوه، فعالیت‌های وب‌سایت، تاریخچه‌ی تراکنش‌ها، کارت‌های وفاداری و غیره سوق داده شده است.<br>هوش بازار براساس داده‌های بیرونی<br><br>هوش بازار<br><br>هوش بازار براساس داده‌های بیرونی، به‌طور معمول با بررسی منابع اطلاعاتی ثانویه به‌ دست می‌آید، که معمولا از طریق تحقیقات ثانویه و انجام فرایند بررسی پیوسته یا شبه‌پیوسته انجام می‌شود. اغلب، این کار به معنی منبع‌یابی و تحلیل داده‌های منتشرشده به‌منظور ساخت تصویری از بازار و پاسخ به پرسش‌های تجاری خاص است. برای مثال پتانسیل‌ بازار چقدر است، برنامه‌ی احتمالی آینده‌ی رقبا چه خواهد بود، مشتری‌ها چه قیمت‌هایی پرداخت خواهند کرد، بهترین راه برای ورود به بازار چیست؟<br><br>نکته‌ی کلیدی برای موفقیت در تحقیقات ثانویه، برخورداری از توانایی دنبال کردن منابع اطلاعاتی و تحلیل‌گر ماهری است که بتواند نه تنها داده‌ها، بلکه داستان پشت داده‌ها را نیز بخواند. برای مثال تشخیص بدهد که رقبای شما چه کسانی هستند و جایگاه‌ آنها را در بازار، در مقایسه با جایگاه شما تحلیل کند و نقاط ضعف و قوت و نشانه‌های توسعه‌ی جدید را پیدا کند یا کانال‌های شرکای بالقوه یا مکان‌های جدید را برای تأسیس دفتر تشخیص بدهد. متخصصان هوش بازار می‌توانند چیزهایی را که به چشم دیده نمی‌شوند و در داده‌ها به آنها توجه نشده است پیدا کنند. آنها همچنین مهارت خوبی در استفاده از داده‌های جزئی، مانند گزارش‌های مالی دارند تا عملکرد کلی را ارزیابی کنند. برای مثال آیا افزایش درآمد به‌خاطر رشد قیمت‌ها بوده است یا افزایش میزان فروش.<br>حتما بخوانید: چطور یک استراتژی بازاریابی موفق داشته باشیم؟<br><br>هوش بازار<br><br>بسیاری از شرکت‌ها برای کمک به هوش بازار درونی یا تحلیل بازار، از منابع بیرونی مانند اتاق‌های تحلیل استفاده می‌کنند که نه تنها داده‌ها را فراهم می‌کنند، بلکه براساس ارتباط‌شان با تأمین‌کننده‌ها و دیگر شرکت‌ها، تفسیر و توصیه‌ای نیز درخصوص تصویر کنونی بازار ارائه می‌نمایند. بسیاری از اتاق‌های تحلیل، همچون کارگزاری میان تأمین‌کننده‌ها عمل می‌کنند که گردآوری اطلاعات و به اشتراک گذاشتن آنها را به‌صورت گسترده انجام می‌دهند. اتاق تحلیل در برخی از صنایع، می‌تواند داده‌های دقیق و گسترده‌ای داشته باشد، مانند بررسی خرده‌ فروشی.<br>هوش رقابتی<br><br>هوش بازار<br><br>یکی از اَشکال خاص هوش بازار، هوش رقابتی است. این کار به‌صورتی مستمر انجام می‌شود و شامل جمع‌آوری اخبار، اسناد و دیگر اطلاعات مربوط به مشتری از منابع مختلف است. این موارد شامل جمع‌آوری اطلاعات مربوط به جایگاه بازار و پیام‌های بازار، مشتری‌ها یا قرارداد‌های اصلی، اندازه‌ و ساختار کسب‌وکار و مسائلی مانند قیمت‌گذاری یا ساختار ایده‌آلِ معمولِ معاملات می‌شود. به عنوان مثال این کار ممکن است که شامل جمع‌آوری اطلاعات مربوط به چک کردن قیمت یا جزئیات مربوط به کمپین‌های تبلیغاتی یا پیشنهادهای ویژه‌ی فروش و یا بررسی کانال‌های جدید کسب‌ اطلاعات درباره‌ی محصولات یا تکنولوژی‌های جدید (برای مثال پتنت‌ها) باشد. اگرچه هوش رقابتی را می‌توان به‌صورت پروژه‌‌ای مقطعی انجام داد، اما درواقع به‌علت ماهیت پیوسته‌‌اش بیشتر به ایجاد ساختارهایی برای فراهم کردن اطلاعات مرتبط با رفتار رقبا مورداستفاده قرار می‌گیرد. به این ترتیب می‌توان از رقبا بازخورد گرفت و آنها را بررسی کرد نه اینکه صرفا اطلاعات مقطعی خاصی از آنها به‌ دست آورد. نکته‌ی کلیدی این است که به دلایل قانونی و اخلاقی، تحقیق درباره‌ی رقبا نباید به هر شیوه‌ای انجام شود (برای مثال ارائه‌ی اطلاعات نادرست)؛ و باید بر منابع اطلاعاتی که منبع باز هستند مبتنی باشد.<br><br>برای هوش رقابتی می‌توان از منابع داده‌ی اولیه‌، مانند بازخورد گرفتن از تیم‌های فروش، کانال‌های تأمین‌کنندگان، توزیع یا بازخوردهایی مبتنی بر تحقیقات مستقیم پیروزی-شکست که معمولا برای بررسی عملکرد مزایده‌ها به کار می‌رود نیز استفاده کرد.<br>حتما بخوانید: چطور از مزیت رقابتی خود به عنوان برگ برنده استفاده کنیم<br>بررسی شبکه‌های اجتماعی<br><br>هوش بازار<br><br>هوش بازار می‌تواند به‌شکل فزاینده‌ای شامل جمع‌آوری اطلاعات از مطالب اینترنتی، توییت‌ها و دیگر شبکه‌های اجتماعی باشد. این نوع «هوش بازار» می‌تواند با برخی از شیوه‌های تحقیق بازار و بررسی روابط عمومی هم‌پوشانی داشته باشد. برای برخی از شرکت‌ها حجم مطالب (کلان‌داده) در چندین زبان و چندین حوزه بررسی می‌شود تا روی آنها تحلیل احساسات انجام شود. برای مثال شبکه‌های اجتماعی می‌توانند اطلاعات خوبی درباره‌ی احساسات بازار به محصولی که به‌تازگی معرفی شده است و همچنین جزئیات بسیار دقیق و توصیه‌هایی برای بهبود محصولات یا خدمات ارائه دهند. اما بخش زیادی از این بررسی‌ها، به عنوان بخشی از ارتباطات یا کمپین روابط عمومی، به بررسی اعتبار می‌پردازد تا به شرکت‌ها هشدار بدهد که نسبت به نظرات منفی یا مسائلی که از طریق شبکه‌های اجتماعی عمومی شده‌اند هشیار باشند.<br><br>از نظر داده واضح است که منابع داده‌ی بسیار زیادی وجود دارد و لازم است که ابزارهای IT در مقیاس وسیع برای بررسی شبکه‌های اجتماعی وجود داشته باشند تا مانند یک موتور جستجو داده‌های بیشتری را از سایت‌های مختلف جمع‌آوری کنند و سپس این داده‌ها را تحلیل کنند تا اطلاعات سودمندی به‌ دست آورند. جمع‌آوری داده‌، برخی از مسائل اخلاقی را نیز با خود به همراه می‌آورد، برای مثال به‌ویژه در برخی از حوزه‌های حقوقی مانند اروپا برخی از مکالمات، خصوصی تلقی می‌شوند و به شرکت‌ها اجازه داده می‌شود تا اطلاعات را تنها در چارچوب قانون جمع‌آوری کنند. البته روشن است که شرایط در آمریکا که همه‌ی اطلاعات حوزه‌ی عمومی را می‌توان به‌شکلی رایگان در کسب‌وکار استفاده کرد، متفاوت است.<br><br>نسبت به چگونگی بررسی این شبکه‌ها نیز باید مراقب باشید، چرا که نمی‌توان همه‌ی سایت‌ها را بررسی کرد (برخی از سایت‌ها مانند فیس‌بوک اجازه‌ی این کار را به شما نمی‌دهد) و ممکن است که سایت‌های قابل بررسی نیز نشان‌دهنده‌ی بخش فعال و مشتاق بازار نباشند و درنتیجه دیدگاه کل بازار را به‌خوبی نمایش ندهند. به ساختار بحث‌های آنلاین نیز باید توجه کرد. برای مثال زمانی که نسبت به یک موضوع اختلاف‌نظر وجود دارد، در مقایسه با زمانی که اتفاق‌نظر وجود دارد، نظرات بیشتری شنیده می‌شود. اگرچه مکالمات آنلاین نمی‌توانند نشان‌دهنده‌ی همه‌ی نظرات باشند، اما این احتمال وجود دارد که آنها شامل جهت‌دهنده‌های فکری مهم باشند یا بر آنها تأثیر بگذارند. به این دلیل است که توصیه می‌شود تا چگونگی ترجمه‌ی احساسات آنلاین نسبت به شیوه‌های تحقیق بازار، با دقت بررسی شوند.<br>حتما بخوانید: چطور استراتژی بازاریابی خود را در شبکه‌های اجتماعی ارتقا دهیم<br>هوش بازار براساس داده‌های درونی<br><br>هوش بازار<br><br>درحالی‌ که بخش بیشتر هوش بازار به جمع‌آوری اطلاعات از بیرون مبتنی است، با استفاده‌ی بهتر از اطلاعات موجود مانند پایگاه داده‌ی مشتری‌ها، تحلیل وب‌سایت و آزمودن بازار می‌توان چشم‌انداز بسیار خوبی به دست آورد. این حوزه با عنوان تحلیل «کلان‌داده» شناخته می‌شود. برای مثال با تحلیل پایگاه داده ممکن است معلوم شود که شما در چه مکان‌هایی امکان فروش متقابل یا فروش کالای گران‌تر را دارید یا متوجه شوید که کدام‌ مشتری‌های شما سودآوری بیشتری دارند. تحلیل پایگاه داده معمولا شامل دنبال کردن تازگی، تناوب و ارزش خرید‌ها، پیدا کردن بخش پاراتو و تقویت فهرست پایگاه داده با داده‌های بیرونی به‌منظور تشخیص الگوهای خرید است.<br><br>اطلاعات پایگاه داده تنها منبع اطلاعاتی ما نیستند. وب‌سایت شما نیز ممکن است که حاوی اطلاعات بسیار باارزشی درباره‌ی اینکه چه کسانی به‌دنبال محصولات یا خدمات هستند باشد. تحلیل ترافیک وب‌سایت به شما کمک می‌کند تا مشخص کنید که چه مشتری‌هایی به‌دنبال شما هستند و چرا؟ و سپس می‌توانید از آنها به همراه تبلیغات و تنوع بخشیدن به صفحه‌ی وب‌سایت استفاده کنید تا اقدامات مستقیمی برای بهبود و افزایش اثربخشی بازاریابی صورت دهید.<br><br>چالشی که در اینجا وجود دارد افزایش فزاینده‌ی حجم اطلاعاتی است که به‌طور بالقوه در‌ دسترس هستند (کلان‌داده). منابع بزرگ داده این پتانسیل را دارند که الگو‌ها و همبستگی‌های پنهان میان داده‌ها را به نمایش بگذارند. پیدا کردن این الگو‌ها از بین پایگاه داده‌های بزرگ یک چالش آماری بزرگ است، چرا که هم مدیریت کردن حجم داده‌ها کار دشواری است و هم استخراج معنا از روابط نامحدودی که میان داده‌ها برقرار است، این کار بدون گمراه شدن در بین همبستگی‌های غیرواقعی مهارت بالایی می‌خواهد.<br><br>این روز‌ها امید زیادی به تحلیل‌های کلان‌داده وجود دارد، اما اگر از جریان اطلاعات به عنوان ابزاری برای تجربه‌های بیشتر استفاده شود، ممکن است که اثربخشی بیشتری داشته باشد. این تجربیات شامل آزمودن چیزی در بازار و سپس بررسی واکنش بازار هستند. برای بهبود و اصلاح فعالیت‌های بازاریابی، می‌توان آزمایش‌های آنلاین را در مقیاس کوچک و خیلی سریع انجام داد. برای مثال آزمایشی برای مشخص کردن اینکه کدام پیام تبلیغاتی بهتر است؛ یا طراحی آزمایشی برای بررسی اینکه ترکیب صفحه‌ی فرود چگونه منجر به فروش می‌شود. این رویکردهای تجربی به‌طور مستقیم به بازاریابی الگوریتمی ترجمه می‌شوند. بازاریابی الگوریتمی درواقع تولید قوانین خودکاری است که ارتباطات و پیام‌های مشاهده‌شده را مرتب می‌کنند. درست شبیه به روشی که فهرست توصیه‌های آمازون یا جستجوی شخصی‌سازی‌شده‌ی گوگل به کار می‌گیرد.<br><br>درنهایت از دانشی که توسط کارمندان نسبت به مشتری‌ها، بازارها و رقبا به دست می‌آید چشم‌پوشی نکنید، چرا که معمولا از این منبع اطلاعات استفاده‌ی درستی نمی‌شود. جمع‌آوری و انتشار این اطلاعات وارد حوزه‌ی مدیریت دانش مشتری می‌شود و استفاده‌ی بهتر از دانش مشتری‌ها می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا روی چیزی که مشتری‌ها می‌خواهند و می‌گویند تمرکز بیشتری داشته باشند.<br><br>برگرفته از: dobney</p> Sun, 12 Nov 2017 07:04:16 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/27/ بازاریابی و کسب و کار http://vkweb.tarlog.com/post/26/ <p>هر کسی که به نحوی با کسب و کار در تعامل باشد، با واژه ی “بازاریابی” غریبه نیست. برای انجام هر کاری در کسب و کار، به بازاریابی و استراتژی بازاریابی رجوع می شود. اما اگر از شما بپرسند “بازاریابی چیست؟”، یا از شما بخواهند آن را تعریف کنید، قادر به تعریف بازاریابی خواهید بود؟ چند لحظه مکث کنید و به این سوال فکر کنید، ببینید بازاریابی در ذهن شما چه معنایی دارد، و سپس به خواندن مقاله ادامه دهید تا جواب بزرگان این عرصه را ببینید.<br><br>بر خلاف تصور همگان بازاریابی با یک ایده جدید یا یک محصول نوآورانه آغاز نمی­ شود. نقطه آغاز بازاریابی مشتری ( customer ) است، همان افرادی که سبب موفقیت کسب و کار می ­شوند. فرآیند بازاریابی از جایی شروع می شود که مشتری وارد چرخه ی کسب و کار می شود، نه زمانی که محصول آماده فروش است. کارآفرینان ذاتا، همیشه عاشق ایده ­هایشان هستند و چنان می ­پندارند که بقیه هم چنین حسی دارند، ولی همیشه اینگونه نیست. در طول فرایند راه­ اندازی یک کسب و کار جدید یا ارائه یک محصول جدید، نیاز خواهید داشت تا افراد زیادی را قانع کنید که محصول شما ارزش خریدن را دارد، پس بد نیست قبل از هر چیز قدری درباره آنها بدانید. مشکلات، نیازها و خواسته ­های آنان چیست؟ آیا می­توانید کاری کنید که آنها زمان، پول یا زحمت کمتری متحمل شوند؟<br><br>بیایید قبل از آنکه جلوتر برویم چند اصطلاح رایج در بازاریابی را با هم مرور کنیم. فرق نیاز، خواسته و تقاضا در چیست؟<br><br>نیاز ( Need ) حس درونی افراد است، افراد حتی ممکن است از این نیاز خود، آگاهی نداشته باشند. این نیازها شامل نیازهای فیزیکی و عاطفی و… می شود.<br><br>خواسته ( Want ) نمود عینی نیاز است، اینکه شما گرسنه می شوید و به دنبال رفع گرسنگی برمی آیید یعنی به دنبال رفع نیاز خود، خواسته ای یافته اید. در این مورد برای رفع گرسنگی گزینه های متفاوتی مثل تهیه ی خوراکی از بیرون، رفتن به خانه و خوردن غذا یا موارد دیگر خواسته های شما را تشکیل می دهید.<br><br>تقاضا ( Demand ) حال اگر شما توان مالی تحقق خواسته ی خود را داشته باشید، تقاضا شکل می گیرد. و شما با خریدن کیک و شیر کاکائو به گرسنگی خود پاسخ می دهید.<br><br>مشتریان شما تنها به افرادی که محصول شما را از قفسه­ ها خریداری می ­کنند محدود نمی­ شوند بلکه سرمایه گذاران، توزیع­ کنندگان، خرده ­فروشان و دیگر ذینفعان نیز در این دسته قرار می گیرند. لازم است آنها احساس کنند که  سرمایه­ گذاریشان ایمن است و سرمایه ی خود  را دوباره به دست می آورند، پس باید بتوانید آنها را نیز قانع کنید، و این به معنای تحقیقات بازار و نوشتن یک  طرح یا برنامه بازاریابی ( Marketing Plan ) است.<br><br>چندین دهه است که دانشگاهیان به دنبال دستیابی به یک تعریف مختصر از بازاریابی هستند. لغت نامه­ ها مسیرهای بسیار ادبی اینچنینی را در پیش  گرفته اند : “مجموع وظایف تجاری به منظور انتقال کالاها از تولیدکننده به مصرف ­کننده”.<br><br>حال اگر بخواهیم به سراغ تعاریفی که انجمن های بازاریابی از این کلمه ارائه داده اند، برویم. موسسه خبرگان بازاریابی ( Chartered Institute of Marketing ) آن را این چنین شرح می­ دهد :”مدیریت فرآیند شناسایی، پیش بینی و ارضای نیازهای مشتری به شکلی سودآور”.<br><br>انجمن بازاریابی آمریکا ( The American Marketing Association ) آخرین تعریف از بازاریابی در سال ۲۰۱۳ را اینگونه تصویب نموده  است : “بازاریابی، مجموعه ­ای از فعالیت ها و فرایندهای ایجاد، انتقال، ارسال و تبادل هر آنچه که برای مشتریان، ارباب رجوع، شرکای تجاری و در کل برای جامعه ارزشمند باشد، است.”<br><br>به محض خروج از دایره حرفه ­ای ­ها یا دانشگاهیان  بازاریابی،  تعریف این لغت به شکل باورنکردنی کمرنگ می­ شود.  بسیاری از مردم بازاریابی را مترادف با تبلیغات یا ارتقای محصول می­ دانند، در صورتی که باید بدانید اینها تنها چرخ­ دنده ­های کوچکی از یک ماشین کارآمدتر و بزرگتر می ­باشند. تبلیغات و بازاریابی با هم متفاوت بوده و هر کدام دارای اصول و سبک های جداگانه ای هستند.<br><br>برخی هم بازاریابی را برابر با فروش می دانند. به عقیده ی این افراد فروش همان بازاریابی است. در حالی که این عقیده هم درست نیست بازاریابی و فروش به هیچ وجه یکسان نیستند . فروش جز کوچکی از بازاریابی را تشکیل می دهد.<br><br>بازاریابی فراتر از ترفیع و فروش و تبلیغات است. با وارد شدن به هر حوزه ای باید از استراتژی های بازاریابی مختص به آن استفاده کرد. به عنوان مثال با ورود به حوزه ی دیجیتالی و اینترنتی لازم است با مبانی دیجیتال مارکتینگ آشنایی کامل داشته باشید تا بتوانید در این حوزه عملکرد خوبی داشته باشید، تا در دنیای آنلاین یا دیجیتال کسب و کار خود را با موفقیت هدایت کنید.<br><br>می ­توان گفت که بازاریابی یکی از بخش های کسب و کار است که تمرکز بر روی مشتریان فعلی و بالقوه را تضمین می کند.<br><br>بازاریابی چهار بخش زیر را در بر می گیرد :<br><br>    شناخت مشتریان بالقوه و محیط خارجی کسب وکار به جزیی ­ترین شکل ممکن<br>    شناسایی فرصت ها و توسعه استراتژی برای سرمایه­ گذاری روی آنها<br>    استفاده از ابزار بازاریابی برای ارائه استراتژی<br>    سنجش نتایج و فرایند بهبود مستمر<br><br>آنچه بازاریابی می­ باشد :<br><br>    در اولویت قرار دادن مشتری<br>    یکی از بخش های کسب و کار<br>    یک فرایند برنامه­ ریزی شونده<br>    فعالیت کلیدی برای موفقیت مستمر کسب و کار<br>    تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف کسب و کار<br><br>آنچه بازاریابی نمی­ باشد :<br><br>    تبلیغات یا ترفیع بی هدف و بدون برنامه<br>    فقط مختص به یک دپارتمان یا بخشی از سازمان ( مثلا بازرگانی )<br>    یک گزینه انتخابی و اضافی<br>    اهمیت بازاریابی<br><br>به کارگیری و آشنایی با مفاهیم بازاریابی از ضروریات هر کسب و کاری محسوب می شود. در زیر به برخی از دلایلی که منجر به افزایش اهمیت بازاریابی در پیشبرد کسب و کار شده، اشاره می کنیم:<br>۱ ) بازاریابی به انتقال، مبادله و حرکت کالا کمک می کند :<br><br>بازاریابی در انتقال، مبادله و حرکت کالا بسیار مفید است. کالاها و خدمات از طریق واسطه های گوناگون، مانند خرده فروشان و عمده فروشان، به دست مشتریان می رسند. بازاریابی این ارتباط را فراهم می آورد و از این رو هم برای تولید کنندگان مفید است و هم برای مشتریان<br>۲ ) بازاریابی در حفظ و ارتقا استانداردهای زندگی جامعه مفید است :<br><br>بازاریابی در صدر تمام عوامل تاثیر گذار بر استانداردهای زندگی جامعه، قرار می گیرد. بازاریابی از طریق در دسترس قرار دادن محصولات و خدمات برای مشتریان و عرضه ی آنها تحت شرایط مختف و با قیمت معقول، بر سبک زندگی آنها اثر می گذارد. جامعه از سه سطح اجتماعی تشکیل می شود : غنی، متوسط و فقیر. هرآن چیزی که  این سه گروه مصرف می کنند، توسط بازاریابی و اصول و رویه های آن، عرضه می شود. این موارد و شناسایی بازار تحت عنوان گزارش تحلیل بازار و به عنوان بخشی از فعالیت های بازاریابی صورت می گیرد.<br>۳ ) بازاریابی منجر به ایجاد اشتغال می شود :<br><br>بازاریابی مکانیزم پیچیده ای است که افراد بسیاری به طرق مختلف در آن درگیر بوده و تعامل دارند.  فعالیت های اصلی بازاریابی شامل خرید، فروش، امور مالی، حمل و نقل، انبار داری، استاندارد سازی و تقبل ریسک است. هر کدام از این فعالیت ها توسط افراد بسیاری به اجرا در می آید.<br>۴ ) بازاریابی به عنوان منبع کسب درآمد و عایدی :<br><br>تمام کاربردهای فعالیت های بازاریابی به نوبه ی خود سهمی در کسب درآمد دارند. حتی اگر شما در فضای مجازی فعالیت دارید بازاریابی محتوا می تواند به شما کمک کند تا سودآوری بالایی داشته باشید.<br><br>بازاریابی به عنوان منبع کسب درآمد<br>۵ ) بازاریابی به عنوان مأخذ ایده های جدید شناخته می شود :<br><br>مفهوم بازاریابی، مفهوم پویایی است. بازاریابی در طول زمان دچار تغییرات بسیاری شده است و وارد حوزه های بسیاری شده است، بازاریابی پارتیزانی و چریکی و بازاریابی حسی و بازاریابی تریزی هم از جمله الگوهای جدید در بازاریابی محسوب می شوند. که رفته رفته به آنها خواهیم پرداخت. اما تغییراتی که بازاریابی در طی چند دهه اخیر داشته، منجر به بروز خلاقیت و ورود ایده هایی نو در این خصوص شده است.<br>۶ ) بازاریابی منجر به رشد و توسعه ی اقتصادی می شود :<br><br>تا کسی برای فروش محصولی تلاش نکند ، اقتصاد رشد پیدا نمی کند. بازاریابی می تواند به فروش هرگونه محصول یا خدمتی کمک کند. با به کارگیری اصول بازاریابی شما و فروش محصولات و خدمات، رفته رفته رشد اقتصادی در جامعه به وجود می آید. از این رو به کارگیری درست بازاریابی می تواند بسیار سودمند باشد و نباید به راحتی از کنار آن عبور کرد.<br><br>بازاریابی - رشد و توسعه اقتصادی<br>انواع بازاریابی ها<br><br>اگر هم اکنون به سراغ مرورگر اینترنت خود بروید و عبارت “انواع بازاریابی” را جستجو کنید، با نتایج بیشماری رو به رو می شوید. هر یک از انواع بازاریابی در نهایت به دنبال جلب توجه مخاطب و شناساندن  برند و محصول به آنها است اما کانال و استراتژی که هریک از آن بهره می برند سبب می شود بازاریابی، انواع مختلفی پیدا کند.<br><br>با گسترش دانش و ورود رشته های دیگری همچون عصب شناسی و روانشناسی به دنیای بازاریابی ، حوزه های میان رشته ای فراوانی در عرصه ی بازاریابی ظهور پیدا کرده است. از این بین می توان به بازاریابی حسی (Sensory Marketing) ، بازاریابی هیجانی (Emotional Marketing)، بازاریابی عصبی (Neuro Marketing) و بازاریابی سببی (Cause Marketing ) اشاره کرد.<br><br>در بازاریابی حسی به ۵ حس افراد و تحریک آنها برای جلب توجه مخاطب توجه می شود. در بازاریابی هیجانی به عواطف و تحریک احساساتی از قبیل ترس، عشق، دلسوزی و حتی تنفر، توجه می شود و سعی بر آن است که به این ترتیب افراد احساسی را تجربه کنند که تاثیر ماندگار داشته باشد. بازاریابی سببی از عواملی که مورد توجه مصرف کنندگان است استفاده می کنند تا به این واسطه توجه آنها را به سوی محصول یا برند مورد نظر جلب کند، در این نوع بازاریابی عمدتاً از امور خیرخواهانه برای جلب توجه مخاطبان استفاده می شود، مثلا اجرای کمپینی که به حمایت از کودکان سرطانی برگذار شده است نوعی از بازاریابی سببی می باشد. در بازاریابی عصبی بیشتر به ناخودآگاه افراد توجه می شود، سعی بر آن است که از طریق شاخص هایی که از طریق تحقیقات به دست می آید به صورت غیر مستقیم به ذهن مشتریان نفوذ کنند و از این طریق بر تصمیم گیری آنها اثر بگذارند.<br>مقاله مرتبط:  ۵ نکته ی تأثیر گذار در برندسازی احساسی<br><br>ظهور اینترنت و تجارت الکترونیک نیز به نوبه ی تاثیر چشمگیری در حوزه ی بازاریابی داشته است، شما عموماً با انواع دیجتال مارکتیگ شامل بازاریابی شبکه های اجتماعی، بازاریابی آنلاین، بازاریابی ایمیلی و بازاریابی محتوایی آشنا هستید . هر کدام از این نوع بازاریابی ها به دنبال آن اند که از طریق بستر و ابزار خود محتوایی را تولید کنند که برای مخاطب جذاب باشد، باعث افزایش تعامل آنها شود و نهایتا در تصمیم گیری خرید آنها تاثیر گذاشته و منجر به ماندگاری برند در ذهن مشتری شود.<br><br>بازاریابی شبکه های اجتماعی امروزه با استقبال بی نظریمواجه است، چرا که تغییر سبک زندگی مخاطبان سبب شده افراد بیشتر وقت خود را در شبکه های اجتماعی به سر ببرند و حضور موثر برندها در این بستر می تواند تضمین کننده ی موفقیت آنها باشد.<br><br>از انواع دیگر بازاریابی که بسیار جنجال برانگیز بوده و همیشه بین مفید بودن و قانونی بودن یا نبودن آن بحث است بازاریابی شبکه ای است. در این مقاله به این مطلب اکتفا می کنیم که بازاریابی شبکه ای در بسیاری از کشورها از جمله ایران ممنوع می باشد. اگر می خواهید در مورد بازاریابی شبکه ای و نحوه ی کارکرد آن بدانید می توانید مقاله ی زیر را در این خصوص مطالعه کنید.<br><br>بازاریابی چریکی  (گوریلا مارکتینگ) یکی از انواع دوست داشتنی بازاریابی برای مخاطبان و خود بازاریابان محسوب می شود. خلاقیت رکن اساسی این نوع بازاریابی محسوب می شود و تلاش بر آن است که از طرق غیر منتظره توجه مخاطبان به سمت برندی جلب شود. بازاریابی چریکی از تاثیرگذاری بسیار بالایی برخوردار است و بیشترین نرخ تعامل و به اشتراک گذاری را در بین انواع دیگر بازاریابی دارد.<br><br>از انواع بازاریابی موارد بیشمار دیگری باقی مانده است اما در حال حاضر این بحث را با معرفی موارد مطح شده به پایان می رسانیم. اگر به دنبال شناختن انواع بازاریابی هستید کانال ما را در اینستاگرام دنبال کنید تا با انواع استراتژی های بازارایابی و اصلاحات آن بیشتر آشنا شوید.<br>سخن آخر :<br><br>در پایان ، تعریف دقیق بازاریابی چندان مهم نیست. آنچه که برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ حائز اهمیت است، اطمینان از این موضوع است که مشتری در مرکز همه افکار شما و  هر دپارتمان دیگری باشد و توسط هر یک از کارکنان شما درک شده باشد، و بازاریابی می تواند این امر را، تضمین کند.</p> Sun, 05 Nov 2017 06:42:21 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/26/ معرفی مدل تلفن های پاناسونیک http://vkweb.tarlog.com/post/1/ <div><p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">معرفی تلفن های پاناسونیک</span><span lang="FA"></span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">امروزه یکی از بهترین دستگاه هایی که ارتباط از راه دور را میسر میسازد تلفن است. با وجود تکنولوژی های زیاد دیگری از جمله ارتباطات اینترنتی باز هم تلفن محبوبترین وسیله برای برقراری ارتباط از فواصل دور از هم است.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">در دهم مارس 1876 الکساندر گراهام بل از ماساچوست بُستن موفق به اختراع تلفن گرديد. </span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">تاریخچه استفاده از تلفن در ایران در سال ۱۲۶۵ شمسی مصادف با ۱۸۸۶ میلادی است که برای اولین بار، یک رشته سیم تلفن بین تهران و شاهزاده عبدالعظیم به طول ۷/۸ کیلومتر توسط بوآتال بلژیکی که امتیاز راه آهن ری را داشت کشیده شد.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">مرکز تلفن اکباتان در سال ۱۳۱۶ شمسی به ۶۰۰ شماره تلفن رسید و دو سال بعد بهره‌برداری شد و در سال ۱۳۳۷ به ۱۳ هزار شماره توسعه یافت. خطوط تلفن جدید یا کاریر نیز پس از شهریور ۱۳۲۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفت و ارتباط تلفنی بین تهران و سایر شهرها گسترش یافت و مراکز تلفنی تهران یکی پس از دیگری تأسیس شد.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">پس از آن به سرعت خطوط تلفن در بین کاربران تقسیم شد و مردم هم برای استفاده های خانگی و هم برای استفاده های اداری از این وسیله استفاده کردند. اما برای استفاده های اداری قاعدتا مشکلات و محدودیت هایی وجود دارد.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">از جمله مشکلات مهم در این زمینه اشغالی خطوط است. اگر تعداد خطوط کمی دارید و زنگ خور تلفن زیادی دارید شما هم حتما با این مشکل مواجه شده اید.با توجه به محدودیت های قانونی که در واگذاری تعداد خطوط تلفن شهری برای هر ملک وجود دارد قطعا نمیتوانید برای هر کارمند یک خط شهری در نظر بگیرید.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">علاوه بر این اگر تعداد خطوط خیلی زیادی داشته باشید مشتریان گیج شوند و نتوانند با بخش مورد نظر خود تماس بگیرند.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">راه حل تمام مشکلات موجود برای کسب و کار های کوچک تا بزرگ دستگاه های سانترال یا مراکز تلفن سانترال هستند.</span><span lang="FA"> </span><span lang="FA">در یک سیستم سانترال تلفن تعدادی خط تلفن در پورت ورودی قرار می گیرند و با یک نسبت منطقی به پورت های خروجی تبدیل می شوند.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">برند پاناسونیک یکی از شرکت های پیشتاز در تولید مراکز تلفن سانترال و همچنین تلفن های سانترال است.برای استفاده و همچنین برنامه ریزی مراکز سانترال استفاده از تلفن های سانترال امری ضروری است. پاناسونیک به خاطر ارائه سیستم های ارتباطی کارآمد و با کیفیت جایگاه بسیار مهمی در ادارات ،شرکت ها و اماکن تجاری کسب کرده است.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">مزیت دستگاه های تولید شرکت پاناسونیک نسبت به سایر تولیدات این حوزه در ابتدا قیمت مقرون به صرفه آن است و می توان گفت خوش قیمت ترین مراکز تلفن متعلق به پاناسونیک و مزیت دیگر قابلیت های بی شمار و منحصر به فرد این دستگاه ها است که آن را در بین سایر برند ها برجسته می</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span lang="FA" dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> </span><span lang="FA">کند.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">مهمترین عامل برای انتخاب بین مدل های مختلف این دستگاه ها تعداد خطوط شهری و داخلی های مورد نیاز شما است. این دستگاه ها بر اساس نوع ظرفیت به دو نوع کم ظرفیت و پر ظرفیت تقسیم می شوند.</span><span lang="FA"> </span><span lang="FA">مدل </span><span dir="LTR">TES824</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">و </span></span><span dir="LTR">TEM824</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">دو دستگاه کم ظرفیت پاناسونیک هستند که برای کسب و کارهای کوچک مناسب است.ظرفیت این دستگاه ها تا حداکثر ارتقا ، ۸ به ۲۴ است (یعنی دستگاه با گرفتن ۸ خط شهری به شما ۲۴ داخلی ارائه میدهد).اگر تعداد خطوط شهری یا تعداد کارمندانی که می خواهید برای آن ها داخلی در نظر بگیرید بیشتر از تعداد گفته شده است شما باید به سراغ دستگاه های پر ظرفیت پاناسونیک بروید.</span></span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">سری</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> TDA </span><span lang="FA">شامل مدل های</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> TDA100,TDA200,TDA600,TDA100D,TDA100DBP,TDA100DBA </span><span lang="FA">این دستگاه ها با ظرفیت های مختلف و البته قابلیت اضافه کردن کارت های ارتقا و امکانات بیشتر تولید و طراحی شده. ظرفیت این دستگاه ها با توجه به کارتهای انتخاب شده ی شما مشخص می شود .این مدل دستگاه های سانترال بیشتر در سازمان ها و شرکت های بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد و از سیستم دیجیتال برای برقراری ارتباط بهتر استفاده می کند.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">سری </span><span dir="LTR">TDE</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">که شامل </span></span><span dir="LTR">TDE100,TDE200,TDE600</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">دستگاه های تحت شبکه و البته پر ظرفیت پاناسونیک هستند که از طریق شبکه نصب و راه اندازی می شوند.</span></span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA"><a href="http://paniran.net/fa/productlist/central/">تلفن سانترال</a> های تحت شبکه  سری</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> KX-NS  </span><span lang="FA">پاناسونیک سانترال های نسل بعد از سری</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> KX-TDE  </span><span lang="FA">می باشد که هم برای دفاتر با کسب و کارکوچک</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span lang="FA" dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> </span><span lang="FA">مناسب است و هم دفاتر با کسب و کار بزرگ.</span><span lang="FA"> </span><span lang="FA">پیشرفته‌ترین نوع دستگاه سانترال، تحت شبکه می‌باشد که قابلیت برقراری تماس داخلی بین شرکت‌ها و سازمانهای خود را در هر نقطه از دنیا را دارد و کاربران این دستگاه قادر خواهند بود ارتباطات خود را بواسطه سرویس </span><span dir="LTR">VOIP</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> <span lang="FA">از طریق اینترنت برقرار نمایند. هزینه مکالمات تلفنی بین</span></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span lang="FA" dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>‎</span><span lang="FA">المللی با این روش مقرون به صرفه می‌باشد</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">این سری شامل مدل های:</span><span dir="LTR">KX-NS300/KX-NS500/KXNS700/KX-NS1000 </span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span lang="FA"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span> است که هر مدل مخصوص منطقه خاصی از دنیا طراحی و بفروش می رسد .در این میان سانترال مدل</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> KX-NS500 </span><span lang="FA">به دلیل دارا بودن ماژول پورت داخلی و شهری  بیشتر نسبت به دو مدل دیگر مخصوص منطقه خاور میانه طراحی شده است . سانترال مدل</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> KX-NS1000 </span><span lang="FA">بصورت یک</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> IP PBX </span><span lang="FA">است که بیشتر برای یکپارچه کردن چندین سانترال پاناسونیک استفاده می شود که با استفاده از پروتکل</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> SIP </span><span lang="FA">قابلیت ارائه تا 8000 پورت می باشد</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span><span lang="FA"></span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">یکی از مهم ترین مزایای دستگاه های تحت شبکه، کم هزینه بودن ارتباط بین دو مجموعه می باشد. این دستگاه برای شرکت و مجموعه هایی مناسب است که چند شرکت و یا چند شعبه دارند که کاربران هر مجموعه می خواهند با کاربران مجموعه دیگر در هر زمان ارتباط داشته باشند.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">با استفاده از این دستگاه ها شما می توانید به راحتی تلفن های خود را مدیریت کنید ، صفر یا دو صفر را ببندید و محدودیت های دیگری را برای هر داخلی مشخص کنید. از مزایای تلفن سانترال ارتباط داخلی با دیگر اتاق های داخل سازمان است بدون هزینه تلفن که می تواند هم در هزینه ها صرفه جویی کند و هم هرج و مرج و بی نظمی را بین کارمندان کاهش داد.همه کارمندان برای هماهنگی کار هایشان می توانند با هم تماس تلفنی برقرار کنند.</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">قابلیت های دستگاه <a href="http://paniran.net/fa/productlist/central/">سانترال پاناسونیک</a>:</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">مدیریت هزینه ها</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">گزارش گیری از وضعیت تماس ها</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">تماس داخلی رایگان</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">اعمال محدودیت زمان تماس</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">کنفرانس کردن از طریق تلفن</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">انتقال تماس</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">برنامه ریزی در چند حالت</span></p><p></p><p></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">از دیگر مزایای این مراکز میتوان به پشتیبانی یک اپراتور از چندین خط شهری و یا امکان استفاده از اپراتور گویا (</span><span dir="LTR">DISA</span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span lang="FA"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>) اشاره نمود . در مراکز تلفن سانترال همه چیز در کنترل ماست از امکان محدود نمودن داخلی ها در شماره گیری تا اعمال محدودیت در تماس های بیرونی با شرکت</span></p><p></p><p></p></div> Thu, 26 Oct 2017 17:57:22 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/1/ راه اندازی کسب و کارهای بک نفره با هزینه کم http://vkweb.tarlog.com/post/25/ <span><br><br><br>همیشه لازم نیست برای راه اندازی کسب و کار خود به دنبال سرمایه گذار باشید، اگر نگاهی به اطراف خود بیندازید کسب وکارهای ارزان هم برای راه اندازی وجود دارند. <br><br>امروزه کسب و کارهای زیادی وجود دارند، شاید شما هم بخواهید صاحب یکی از آنها باشید ولی ممکن است بودجه لازم برای راه اندازی آن کسب وکار را نداشته باشید. اگر پولی در حساب بانکی خود برای راه اندازی کسب وکار ندارید، زیاد نگران نباشید چون همیشه یک راه برای شما در دنیای پرماجرای کسب وکار وجود دارد. کسب وکارهایی هم هستند که نیاز به سرمایه زیادی ندارند و می توانید با راه اندازی آنها خودتان آقای خودتان باشید. در مطلب امروز با ما در زومیت همراه باشید تا این کسب وکارهای کم هزینه را با هم بررسی کنیم.<br><br>«باید پول خرج کنید تا پول به دست بیاورید»، هر کسی که این جمله را بگوید حتماً بیشتر از چند 100هزار تومان در جیب خود دارد. امروز می خواهیم از راهنمایی های مناسبی در راه اندازی کسب وکارهای ارزان به شما کنیم.<br><br>اگر کمی پول در حساب خود دارید که به نظرتان بهتر است خرج یک لباس یا یک کفش ارزان شود، کمی دست نگه دارید. چون ما خواب های دیگری برای آن پول دیده ایم. روی کسب وکارهایی پیشنهادی ما تمرکز کنید و ببینید کدام یک می توانند برای شما مفید باشند.<br><br>۱ - سازماندهی حرفه ای<br><br>با کمک شبکه های اجتماعی می توانید تبدیل به یک سازمانده حرفه ای شوید و به کسب وکارهای نوپا کمک کنید. حتماً این کار درآمد خوبی برای شما خواهد داشت.<br><br>۲ - نگهداری از خانه<br><br>اکثر مردم به یک فرد قابل اعتماد برای نگهداری از خانه و وسایل درون آن نیاز دارند. اگر تصمیم به چنین خدماتی دارید همین الان شروع به تبلیغ کنید در خانه های اطراف خود. چون همسایه آنها هستید آنها راحت تر به شما اعتماد می کنند. <br><br>۳ - نگهداری از کودکان<br><br>اگر در مراقبت از کودکان سررشته ای دارید، این یک فرصت خوب خواهد بود. این کار هزینه ای برای شما نخواهد داشت و حتی می توانید با سرمایه گذاری صفر ریال به درآمدزایی در این زمینه بپردازید. برای شروع می توانید از شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه استفاده کنید.<br>مطلب مرتبط: مزایا و معایب مشارکت در کسب و کار<br><br>۴ – وبلاگ نویسی و تبلیغ آن<br><br>با استفاده از سرویس های رایگان بی شمار شروع به ایجاد یک وبلاگ کنید تا در معرض دید دیگران قرار بگیرید. با جذب کاربر به سایت خود می توانید از سایت های خدماتی در این زمینه برای درآمدزایی استفاده کنید. راه هایی مثل گرفتن ریپوتاژ آگهی یا تبلیغات کلیکی می توانند گزینه های مناسبی برای درآمدزایی شما باشند.<br><br>۵ - بازاریابی<br><br>شما می توانید به عنوان بازاریاب برای برخی سایت ها کار کنید. برخی کسب وکارها برای فروش بیشتر از افراد عادی به عنوان بازاریاب استفاده می کنند. با این شرایط به راحتی می توانید به یک بازاریاب تبدیل شوید.<br><br>۶ - فروش کتاب های دست دوم<br><br>گاهی کتاب های استفاده شده با توجه به قیمت پایین می توانند مشتری بیشتری نسبت به کتاب های نو داشته باشند. اگر در قفسه کتاب خانه شما کتاب دست دومی وجود دارد که تمایلی به خواندن دوباره آن ندارید، برای فروختن آن می توانید از شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه استفاده کنید.<br><br>۷ تمیز کردن خانه<br><br>می توانید با کمتر از 100هزار تومان وسایل اولیه برای تمیز کردن قسمت های مختلف یک خانه را خریداری کنید و شروع به کسب وکار خود در این زمینه بپردازید. برای شروع به تبلیغ در شبکه های اجتماعی نیاز دارید.<br>مطلب مرتبط: 7 عامل مهم در شکوفایی کسب وکار آنلاین<br><br>۸ - رانندگی برای سرویس های تاکسی آنلاین<br><br>می توانید به راحتی و ارائه چند مدرک ساده تبدیل به یک راننده سرویس های تاکسی آنلاین شوید. اگر اتومبیل شما حداقل ویژگی ها برای واجد شرایط شدن را ندارد، سعی کنید اتومبیل فرد دیگری را برای این کار اجاره بگیرید.<br><br>۹ - مشاوره<br><br>اگر موردی وجود دارد که احساس می کنید در آن تخصصی دارید (طراحی سایت، خرید خانه، بدن سازی و...) می توانید تبدیل به یک مشاور در این حوزه شوید. البته این کار ممکن است نیاز به چند مجوز داشته باشد. پس از اخذ مجوزها سعی کنید مشتری هدف خود را پیداکرده و با توجه به آن یک شبکه انسانی قوی را بسازید. برای شناساندن خود کافی است یک کانال در تلگرام یا صفحه ای را در اینستاگرام در مورد معرفی خدمات خود بازکنید که هزینه آن هم صفر ریال خواهد بود.<br><br>۱۰ - آموزش<br><br>این بازار همیشه مشتری خاص خود را دارد. اگر در زمینه ای مهارت دارید، می توانید گزینه تدریس را در نظر بگیرید. مهارت هایی مثل نواختن موسیقی یا تدریس کتاب های دبیرستان می توانند بسیار مفید باشند.<br><br>۱۱ - ترجمه<br><br>اگر سابقه ترجمه دارید، حتماً می دانید که این بازار هم پتانسیل بسیار بالایی دارد. ترجمه مقالات می تواند درآمد خوبی برای شما داشته باشد که از شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه می توانند برای بازاریابی به شما کمک کنند.<br><br>۱۲ - نویسندگی<br><br>می توانید در اوقات فراغت خود کتاب بنویسید. اگر مهارتی در نویسندگی دارید، هر وقت خالی را به نوشتن یک کتاب اختصاص دهید. اگر می خواهید نویسندگی را در فضای مجازی انجام دهید، وب سایت های خبری یا موارد مشابه می توانند گزینه های مناسبی برای شما باشند تا در زمینه موردنظر خود به نویسندگی بپردازید.<br>مطلب مرتبط: تجربیات 6 کارآفرین موفق / کارآفرینان چگونه باید با عادهای بد خود کنار بیایند<br><br>۱۳ - راهنمایی توریست ها<br><br>شما می توانید برای توریست هایی که وارد محل زندگی شما می شوند، راهنمای خوبی باشید، زیرا بیشتر با آن منطقه آشنا هستید. این کار سود خوبی برای شما در پی خواهد داشت.<br><br>۱۴ - فروش محصولات دست ساز<br><br>محصولات دست ساز بسیار خاص هستند و اگر سلیقه خوبی داشته باشید، می توانید سود خوبی را در این زمینه به دست آورید. شما می توانید محصولات دست ساز خود را در شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه به فروش برسانید.<br><br>۱۵ - پیک موتوری<br><br>اگر یک موتور دارید یا می توانید آن را از کسی قرض بگیرید، این شغل یک گزینه خوب برای کسب درآمد در زمان خالی خود خواهد بود. شما قادر هستید با توجه به وقت خالی خود بازه زمانی کار را مشخص کنید. کسب وکارهای زیادی مثل غذاهای بیرون بر وجود دارند که می توانید به عنوان پیک موتوری برای آنها کار کنید.<br><br>۱۶ - مدیریت رسانه های اجتماعی<br><br>بسیاری از افراد حتی نوجوانان که در شبکه های اجتماعی حضور دارند، می توانند به خوبی حساب کاربری شبکه اجتماعی یک کسب وکار را مدیریت کنند. شما هم می توانید مدیریت صفحه های شبکه های اجتماعی را بر عهده بگیرید و به ازای این کار درآمد کسب کنید.<br><br>۱۷ - انجام خرید برای دیگران<br><br>می توانید خریدهای دیگران را انجام دهید. برای این کار اگر موتورسیکلت داشته باشید، کارتان سریع تر انجام می شود. شبکه های اجتماعی گزینه خوبی برای بازاریابی هستند.<br><br>۱۸ - خدمات جابه جایی<br><br>اگر یک وسیله نقلیه دارید می توانید این روش را امتحان کنید، مثلاً جابه جایی بسته یا نامه می تواند گزینه خوبی باشد.<br><br>۱۹ - تنظیم اظهارنامه مالیاتی<br><br>در هر فصلی می توانید به امور مالیاتی بپردازید. اگر دراین باره علمی ندارید می توانید جمله «آموزش آنلاین تنظیم اظهارنامه مالیاتی» را جست وجو کنید. افراد زیادی هستند که حاضرند برای این کار هزینه پرداخت کنند.<br>مطلب مرتبط: نکات بهبود کسب و کار اینترنتی<br><br>۲۰ - فعالیت در بازارچه محلی<br><br>اگر اجناسی دارید که قابلیت فروش در محله اطراف تان رادارند، پیشنهاد می کنیم که حتماً آنها را به فروش برسانید. با فروش اجناس در بازار محلی می توانید روزانه تا 100هزار تومان درآمد داشته باشید.<br><br>    منبع: INC/zoomit</span> Sun, 22 Oct 2017 06:38:18 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/25/ راه اندازه داری کسب و کار http://vkweb.tarlog.com/post/24/ <p>اگر از کار تمام وقت هفتگی خود خسته شده‌اید و تصمیم دارید کسب و کاری نوپا تاسیس کنید اما از نتایج احتمالی این تصمیم می‌ترسید توصیه می‌کنم شروع کار را کمی به تعویق بیاندازید. با این وضعیت موفق نخواهید شد! بهترین کار، ادامه‌ی شغل فعلی و فعالیت نیمه وقت بر روی کسب و کار نوپایتان است. برای مدتی محدود و موقت!<br><br>دیدگاه و تصویر ذهنی شما نقش بسیار مهمی در آغاز و ادامه‌ی کسب و کارتان بازی می‌کند. اگر اساس کسب و کارتان را بر پایه‌ی ترس بگذارید شکست خواهید خورد. اما اگر پایه‌ی آن را بر یقین و اعتماد به نفس و سخت‌کوشی بگذارید بدون شک موفق خواهید شد.<br><br>اگر کارمندی هستید که مدتی‌‌ست به ترک شغل فعلی و شروع کسب و کاری جدید برای خود فکر می‌کند و اگر ترس و تردیدِ پس ذهنتان شما را از حرکت باز داشته، این مطلب انگیزه‌ی لازم برای اجرای تصمیمتان را فراهم می‌کند!<br><br>خود را برای برداشتن این ۸ قدم مهم آماده کنید:<br><br>۱. ذهنتان را برای بازی پیش رو آماده کنید و رشد و توسعه‌ی نگرش کارآفرینانه را در خود آغاز نمایید.<br><br>"رهبری به عنوان نیست، به نمونه‌ی عمل است."<br><br>   -  دنیل آدنتوجی<br><br>دلیل موفقیت چشم‌گیر کارآفرینانی چون بیل گیتس و آلیکو دانگوته این است که ذهنشان را مثبت تربیت کرده‌اند.<br><br>یکی از اولین کارهایی که برای کارآفرین شدن باید انجام دهید ایجاد تفکر و ذهنیتی کارآفرینانه است.<br><br>به یاد داشته باشید که برای کسب و کارتان باید سرانجام روزی شغل فعلی را رها کنید. پس باید از نظر روحی و ذهنی آمادگی داشته باشید. باید برای چالش‌های پیش رو آماده شوید.<br><br>یک توصیه حرفه‌ای:<br><br>کارآفرینی که دیدگاهی کارآفرینانه نداشته باشد هرگز موفق نخواهد شد. بدون چنین دیدگاهی موفق نخواهید بود. باید مهارت‌هایی چون رهبری، مذاکره و برقرار کردن رابطه و شبکه‌سازی با آدم‌ها را در خودتان ایجاد کنید.<br><br>شما همچنین باید برنامه‌هایی برای شرکت در سمینارهای مربوط به کسب و کار تدارک ببینید تا برای کارهای آینده مجهزتر و قوی‌تر باشید.<br><br>۲. خودکاری بردارید و طرح کسب و کاری قوی طراحی کنید.<br><br>برای اداره‌ی موفق یک کسب و کار کوچک احتیاج به یک طرح کسب و کار دقیق و قوی دارید. اگر قصد راه اندازی کسب و کار نوپایی را دارید حتماً به آن احتیاج خواهیدداشت.<br><br>توصیه حرفه‌ای:<br><br>فراموش نکنید که یک طرح کسب و کار خوب، مبلغ تقریبی که برای شروع به آن احتیاج دارید، مبلغی که برای رشد لازم خواهید داشت و مکانی که قرار است در آن کسب و کار برپا شود  را شامل می‌شود.<br><br>۳. به دنبال همکار باشید؛ شریک یا شرکایی قابل اعتماد.<br><br>در تمامی کسب و کارهای نوپا، "همکاری" نکته‌ی حائز اهمیتی‌ست. در واقع یکی از رموز موفقیت شرکت‌هایی چون اپل، میکروسافت، گوگل و اینتل همین همکاری است.<br><br>اما پیش از انتخاب شریک کاری مطمئن شوید که آن شخص با شما دیدگاه و چشم‌انداز مشترکی دارد. بدون همکاری دوطرفه کسب و کار شما رشد نخواهد کرد.<br><br>توصیه حرفه‌ای:<br><br>یکی از قوانین هوشمندانه‌‎ی شراکت تجاری، امضای قرارداد انحلال شراکت است. به این دلیل که اگر احیاناً همه چیز بر وفق مراد پیش نرفت راه خروجی منطقی و مناسبی باقی بماند.<br><br>۴. از اول تمام وقت شروع نکنید. کسب و کار جدید را نیمه وقت آغاز کنید.<br><br>پس از طی برداشتن قدم‌های فوق، گام بعد شروع نیمه وقت کسب و کار مورد نظرتان است. من همیشه بر اهمیت این نکته برای کارمندان تأکید می‌کنم. حقیقت این است که بسیاری از ما برای برپا کردن کسب و کار خود برنامه‌ریزی می‌کنیم ولی همه‌ی ما آمادگی برخواستن و راه افتادن یک‌باره را نداریم.<br><br>توصیه حرفه‌ای:<br><br>منتظر چراغ سبز نمانید.<br><br>۵. صبر نکنید تا همه چیز تیره و ناامید کننده یا شیرین و کامل به نظر برسد! هرچه سریعتر "شروع" کنید.<br><br>نکته:<br><br>به اینکه اگر کسب و کارتان را شروع کنید چه می‌شود یا اگر شروع نکنید چه اتفاقی رخ می‌دهد فکر نکنید!<br><br>واقعیت این است که برای "شروع" فرآیند راه‌اندازی کسب و کار نیازی به پول ندارید. در واقع اصلاً به منابع مادی احتیاج ندارید؛ تنها باید مصمم باشید و دارای ذهنی مثبت. کسانی که این دو ویژگی را دارند در کسب و کار خود پیشرفت می‌کنند.<br><br>اگر سرمایه‌ی شما کافی نیست ذهنتان را درگیر نکنید، با آنچه دارید "شروع" کنید.<br><br>فراموش نکنید کارآفرینان مطرح دنیای اینترنت مثل برایان کلارک (Brian Clark)، درن روز (Darren Rowse)، بامیدل اونیبالوسی (Bamidele Onibalusi)، مایکل چیبوزور (Michael Chibuzor) و جان چو (John Chow) وقتی کسب و کار آنلاینشان را آغاز کردند سرمایه‌ی کافی و لازم در اختیارشان نبود و با همان مقدار کمی که داشتند شروع کردند.<br><br>به یاد داشته باشیم کمپانی‌های دِل، فیسبوک، گوگل و آمازون همه از خوابگاه ‌های دانشجویی شروع شدند؛ شما هیچ بهانه‌ای ندارید!<br><br>۶. تقسیم کار کنید.<br><br>راه‌اندازی و پیگیری امور یک کسب و کار نوپا میزان زیادی از وقت و انرژی شما را به خود اختصاص می‌دهد و نیازمند کار و تلاش بسیار است.<br><br>قدم بعدی برای شروع کار، تخصیص بهینه‌ی زمان است.<br><br>چند ساعت از روز را به کار کردن بر روی کسب و کار شخصی خود اختصاص خواهید داد؟<br><br>آیا می‌خواهید کسب و کارتان را آخر هفته‌ها بگردانید؟<br><br>باید به این سؤالها پاسخ دهید.<br><br>توصیه حرفه‌ای:<br><br>به یاد داشته باشید اگر می‌خواهید کسب و کارتان دوام داشته باشد، باید برای ساختنش زمان بگذارید.<br><br>اینجا جایی است که شرکای شما وارد قضیه می‌شوند. اگر شریکی دارید وظایف را تقسیم کنید و دائم به خودتان یادآوری کنید که نسبت به موفقیت یا شکست هر تکلیف مسئولیت آن‌را بپذیرید.<br><br>نکته:<br><br>نگویید "کار روزانه‌ی من وقتی برای برپاکردن کسب و کار جدیدم نمی‌گذارد." هرگز!<br><br>من کارآفرینانی مثل اوان چیا (Ewen Chia) و اوبازو اوجیگبیس (Obazu Ojeagbase) می‌شناسم که روزها کار معمولشان را انجام می‌دادند و شبها کسب و کار شخصیشان را به پیش می‌بردند.<br><br>۷. از کارتان استعفا دهید.<br><br>این قسمت، بخش محبوب من است!<br><br>تبریک می‌گویم!<br><br>بعد از شروع کسب و کاری کوچک، گام بعدی ترک شغل فعلی است. حقیقت این است که هیچ راهی برای انجام درست و موفق دو کار به طور همزمان وجود ندارد.<br><br>برای دست‌یابی به حداکثر موفقیت ممکن باید روی یکی تمرکز کنید.<br><br>اگر واقعاً می‌خواهید کسب و کارتان در مدت زمان کوتاه رشد کند باید تمام تمرکزتان را متوجه آن کنید.<br><br>توصیه حرفه‌ای:<br><br>زمان‌بندی استعفایتان را درست تنظیم کنید. در تصمیم‌گیری عجله نکنید، قبل از استعفا مطمئن شوید که کسب و کارتان حداقل کمی پول روانه‌ی حساب بانکی‌تان می‌کند!<br><br>۸. افسرده نشوید؛ مقاوم باشید!<br><br>راه‌اندازی کسب و کاری نوپا مثل آب خوردن نیست! واقعاً محتاج کار سخت و سنگین است. اما به یاد داشته باشید که هر چقدر مسیر، پراسترس و دشوار شد تسلیم نشوید.<br><br>تسلیم نشوید و کوتاه نیایید.<br><br>اگر احساس کردید که از نظر روحی تحت فشار و دچار اضطراب هستید، شرایط سخت و پراسترسی که کارآفرینانی هم‌چون لری پیج (Larry Page)، دیوید فولی (David Filo) و مایکل دل (Michael Dell) کارشان را در آن آغاز کردند به یاد آورید.<br><br>از این آدمها برای خودتان مدل و الگو درست کنید.<br><br>از اشتباهاتشان درس بگیرید و مطالبشان را بخوانید. این سریع‌ترین راه موفقیت و توسعه‌ی کسب و کار نوپای شماست.<br><br>"اینکه کجا هستید مهم نیست، اینکه به "کجا می‌روید" تعیین کننده است."<br><br>    - دنیل آدتنوجی<br><br> <br><br>منبع<br><br>ترجمه و تلخیص: روزآفرین<br><br></p> Sat, 14 Oct 2017 06:34:48 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/24/ تکنیک حرفه ای فروش http://vkweb.tarlog.com/post/23/ <span><br><br>تکنیک حرفه ای فروش برای آن دسته از عزیزانی به که فروش و فروشندگی علاقه دارند بسیار لازم و ضروری است. هنر فروش یکی از کاربردی ترین و موثرترین هنر های پیشبرد اهداف کسب و کار است و با فراگرفتن تکنیک حرفه ای فروش می توان در راه موفق بود. ما در این مطلب قصد داریم ۸ تکنیک حرفه ای فروش را برای شما ارائه کنیم. با ما همراه باشید.<br><br>تبدیل شدن به فروشنده ی حرفه ای برتر در هر صنعتی، یک مهارت خاص است.<br><br>جالب است بدانید که خود صنعت مهم نیست و تکنیک های مورد استفاده ی فروشنده های بسیار حرفه ای در سیستم های نرم افزاری فروش و حتی صنایع بین المللی و همینطور کسانی که تجهیزات پزشکی را به مطب پزشکان شخصی می فروشند تفاوت چندانی ندارد!<br>یکی از بزرگترین مسائل در تبدیل شدن به یک فروشنده ی حرفه ای موفق، داشتن اطلاعات گسترده درباره ی محصولات و خدمات پیشنهادی و به روز نگه داشتن آن اطلاعات است.<br>همچنین باید درک قابل توجهی از کسب و کار و یا صنعتی داشته باشید که کار فروش آن را بر عهده دارید. این امر باعث می شود که بتوانید با راه حل های منحصر به فرد و بسیار خوب برای مشتریان / محصولات خود روبرو شوید. هنگامی که به اینکار تسلط پیدا کنید، می توانید ۸ تکنیک دیگری را که فروشنده های حرفه ای برتر استفاده می کنند، در هر گونه فروشی خود به کار ببرید.<br><br>هر چه بیشتر این تکنیک ها را تمرین و استفاده کنید، پیشرفت های بزرگی را در کار فروش خود خواهید دید. با به کارگیری تکنیک های فروشنده های حرفه ای، شما شاهد افزایش حجم میزان فروش به مشتریان موجود و همینطور افزایش حجم فروش به مشتریان جدید خواهید بود.<br><br>تکنیک حرفه ای فروش<br><br>    هنگام ارتباط با مشتریان صمیمی باشید<br><br>یکی از بزرگترین مزایای رسانه های اجتماعی، از جمله سایت هایی مانند LinkedIn، این است که فروشنده های حرفه ای توانایی ایجاد رهبریِ پرورش یافته را دارند. یک تعریف عمومی برای رهبری پرورش یافته، آگاه کردن خریدار / یا ایجاد نمودن دیدگاهی برای وی از مزایای محصول و یا خدمات شرکتتان با ارائه ی اطلاعات محتوایی قبل از وقوع فروش است.<br><br>به عنوان فروشنده، شما اکنون نام تجاری تان را شناسانده و موقعیت خود را به عنوان یک منبع برای خریدار تثبیت کرده اید. در تحقیقات تکمیلی توسط گروه Annuitas ، در هنگام وقوع اولین خرید، رهبری پرورش یافته موجب خریدی ۴۷ درصد بیشتر نسبت به زمانی می شود که با یک رابطه ی سرد شکل گرفته است.<br><br>    از مقایسه با دیگر شرکت ها پرهیز کنید<br><br>طبق گفته ی سانجیو ساکسنا مدیر عامل شرکت برجسته ی فروش تجهیزات پزشکی POCMedical ، یک اشتباه بسیار رایج، کشاندن رقابت به اولین تماس فروش است. به محض این که حرف رقابت را به میان آورید، مشتری شروع به فکر کردن درباره ی محصولات دیگر خواهد کرد. شما باید از آنها بخواهید که منحصراً روی راه حل شما تمرکز داشته باشند.<br><br>    مستقیم سر اصل مطلب نروید<br><br>از آنجا که مجبور کردن مشتری ضروری نیست، ارائه ی گزینه ای برای انتخاب از میان تماس های فروش، روش خوبی نخواهد بود. از شروع گفت و گو با “آیا شما چند دقیقه وقت دارید؟” یا “ایا زمان خوبی برای صحبت است؟”، پرهیز کنید.<br>طبق گفته ی جیل کنراد، نویسنده ی فروش سریع (Agile Selling)، بهترین گزینه مطرح کردن فوری این موضوع است که محصول شما چه تمایزی برای سازمانی که آن را می خرد به همراه دارد. روی مسئله ای که مشتری با آن روبرو می شود تمر کز کنید، و توضیح دهید که محصول و یا خدمات شما چگونه این مسئله را حل می کند.<br><br>    نحوه ی بستن قرارداد را بدانید<br><br>به نظر من یکی از بزرگترین اشتباهات نمایندگان فروش ندانستن نحوه ی گذر از مرحله ی معرفی محصول به مرحله ی متعهد نمودن خریدار است.<br>در واقع، توصیه ی من تمرین بستن قرارداد درست به اندازه ی معرفی محصول و حتی داشتن چند گزینه ی متفاوت است که به مشتری احتمالی شما اجازه می دهد تا از میان آنها انتخاب کند. این کار کمک می کند تا شما گزینه های مختلفی را ارائه دهید که می تواند جریان گفتگو را در مسیر طبیعی، راحت و قابل اعتماد پیش ببرد.<br><br>    نا امید نشوید<br><br>طبق گفته های چندین فروشنده ی حرفه ای برتر و مربیان از جمله خودم، جیک اتوود و مطالعات مختلف LinkedIn ، به طور متوسط ۷ تا۱۰ تماس طول می کشد تا به نقطه ای برسید که در آن محصول خود را به C-suite یا خریدار شرکت های بزرگ بفروشید.<br>این منابع همچنین گزارش می دهند که بسیاری از فروشنده های حرفه ای ضعیف تا متوسط پس از ۳ تا ۵ تماس ناموفق، دست از تلاش می کشند. طبق آمار با مداومت و یادگیری در مورد مشتری هدف و صنعت، موفق تر خواهید بود.<br><br>    اولین کسی باشید که تماس می گیرد<br><br>نظرسنجی های انجام شده توسط گروه هایی مانند InsideSales.com به وضوح نشان داده اند که اولین فرد فروشنده که با مشتریان تماس می گیرد، بیشتر از ۵۰ درصد مشتریانی را که برای اولین بار با آنها تماس گرفته جذب می کند. این به این معنی است که اگر شما برای اولین بار از طریق محصولات و خدمات خود راه حلی را برای مشکل یک شرکت پیشنهاد می کنید، به احتمال بیش از ۵۰ درصد، در آن فروش موفق خواهید بود.<br><br>    از قوه ی بصری استفاده کنید<br><br>تصاویر ابزارهای کمکیِ فوق العاده قدرتمندی در گفت و گوهای فروش شماست. آنها را می توان در همه ی گفت و گوها از جمله موارد شخصی گنجاند و همچنین به شکل فیلم های کوتاه، اینفوگرافیک ها و پاورپوینت ها که می توان در برنامه های تعیین شده برای مشاهدات مشتری قرار داد. علاوه بر این، می توان از آنها بدون از دست دادن تاثیرگذاری، چندین بار استفاده کرد.<br><br>تحقیقات نشان می دهد که مغز انسان قادر به پردازش یک تصویر بصری تا ۶۰،۰۰۰ برابر سریع تر از ارائه ی همان اطلاعات به صورت متن است. در مقاله ای که مایک پارکینسون، مدیر of Billion Dollar Graphics نوشته است، ، گفته شده که تصاویر دارای هر دو جز شناختی و عاطفی هستند، که پردازش را سرعت میدهد و بخش تخیلی مغز را در گیر می کند. این تصاویر در حافظه ی بلند مدت پردازش می شوند، واقعیتی که دکتر لاینل بورمارک آن را بررسی کرده است. این به این معنی است که مردم تصاویر زیادی را به خاطر می سپارند در حالیکه تنها مقدار بسیار کمی از اطلاعات شفاهی یا آنچه را که خوانده اند حفظ می کنند.<br><br>    قصه گو باشید<br><br>پرفروشترین نویسندگان و برادران چیپ هلث و دان هلث کتاب ” Made to Stick” را در مورد چگونگی ایجاد ایده های ماندگار در ذهن کسانی که با آنها ارتباط برقرار کرده اید، نوشته اند.<br><br>از طریق مطالعات متعدد می توان فهمید که حدود ۶۳ درصد از مردم حقایق یک داستان را به خاطر سپرده اند در حالی که تنها ۵ درصد از آنها حقایق یا اطلاعات یکسان را که در قسمتی از اطلاعات نامربوط ارائه شده بود ، به خاطر آوردند.<br><br>ساخت یک داستان به یاد ماندنی در مورد اینکه چگونه محصول یا خدمات استفاده شده ، به خریدار شما مربوط می شود عاملی مهم در کار فروش است. اینکار نه تنها شما را یک حلال مشکل نشان می دهد، بلکه تجربه ای عاطفی و شناختی مثبت برای تصمیم گیرنده فراهم می کند، و همه ی اینها در به نتیجه رساندن کار فروش مهم و حیاتی هستند.</span> Fri, 06 Oct 2017 06:27:42 UTC http://vkweb.tarlog.com/comments/23/