صفحه نخست
پیوندهای روزانه

سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت 10:38 ق.ظ

هر جا که در مورد هر بحثی از دنیای کسب و کارها و استارت آپ‌ها و… مطلب یا اینفوگرافیک یا ویدیو و… می‌دیدم، بدون شک رد و پای یک بحث خیلی مهم را در همه‌ی آن‌ها پیدا می‌کردم: “برندینگ”

تقریبا همه موافقند که برندینگ اگر مهم‌ترین بحث در کسب و کارها نباشد، قطعا یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.
در کشور ما هم آنقدر برندینگ و مشاوره برندینگ و… رونق گرفته که به قول یکی از دوستان: “یکی بود.. یکی نبود.. کشوری بود..که مشاورای برندش از برنداش بیشتر بودن!”

برویم سر اصل مطلب..
اگر شما هم به فکر افتادید که برندینگ شرکت، سازمان، وب‌سایت، محصول، خدمات و… خودتان را شروع کنید پیشنهاد من این است که در 5 گامی که آقای Signorelli به شما پیشنهاد می کند عمل کنید.
این شما و این هم 5 گام برندینگ:
گام 1: قبل از هر کاری، اطلاعات جمع آوری کنید

اولین گامی که باید بردارید این است که تا می‌توانید در ارتباط با این دو زمینه اطلاعات به دست آورید:

    شخصیت برند: تمام فرهنگ‌ها و شخصیت‌هایی را که برندتان می‌تواند داشته باشد، بررسی کنید.
    (شخصیت‌هایی مثل لوکس، مقرون به صرفه، مدرن، جوان‌گرا، خانوادگی، رسمی و…)
    رقابت: وضعیت رقابت در بازار برندتان چطور است؟ (فرصت‌ها و تهدیدهایش را بررسی کنید.)
    (تاکید می‌کنم که هم فرصت‌ها را بررسی کنید و هم تهدید‌ها را)

گام 2: شخصیت برندتان را تعریف کنید

خب در مرحله قبل درباره تمام شخصیت‌هایی که برندمان می‌توانست داشته باشد تحقیق کردیم و فرصت‌ها و تهدید‌هایش را هم بررسی کردیم.
حالا نوبت آن است که شخصیتی را برای برندمان انتخاب کنیم و بعد از آن، کاری کنیم که “هر چیزی” که مربوط به برندمان است، جلوه‌دهنده این شخصیت باشد.

از لوگو، وب‌سایت و سایر اِلِمان‌های بصری بگیرید تا کیفیت محصولات‌تان، قیمت گذاری و…
شخصیتی که برای برندتان تعیین کردید، باید مثل خون در هر چیزی که (تکرار می کنم، هر چیزی که) به برندتان مربوط است، جریان داشته باشد؛ وگرنه آن قسمت را باید مُرده بدانید.

این “هرچیزی از برندتان” که می‌گویم برای مثال می تواند این موارد باشد:

    المان‌های بصری: ویژگی‌های ظاهری لوگو، بروشور، وب‌سایت، بنر تبلیغاتی و…
    لحن متن: آن چه در کاتالوگ‌ها، وب‌سایت، ایمیل‌ها، وبلاگ‌ها، آگهی‌ها و… مربوط به برندتان می‌نویسید.
    بسته بندی: سوای رنگ و طرح و… آن، در چه قالبی می‌خواهید کالایتان را بسته‌بندی کنید؟ جعبه؟ نایلون؟ کاردستی؟ و…
    محیط اداری‌تان، آدرس دفتر کارتان، لحن پاسخ گویی منشی تان، پیک موتوری‌تان و…

و ده‌ها و صد‌ها مورد دیگری که به هر روشی به برندتان ربط دارد. همه و همه باید تداعی‌گر آن شخصیت باشد.
گام 3: برای برندتان چشم انداز تعریف کنید

با توجه به اطلاعاتی که تا الان در دست دارید، نوبت آن رسیده که چشم انداز واضحی را برای خود و برندتان تعریف کنید، تا پتانسیل‌های موجود و پیش رویتان، مشخص و برنامه ریزی شود.

    چه بازارهایی را هدف قرار داده‌اید؟
    چه قدر از این بازار سهم می‌خواهید؟
    دوست دارید درباره برند شما، چه کسانی.. چه بگویند؟
    کدام جایزه‌ها را می‌خواهید بگیرید؟ در کدام جشنواره‌ها می‌خواهید پیروز شوید؟
    چقدر درآمد و چقدر دارایی برای برندتان می‌خواهید؟
    و…

گام 4: مخاطبان خود را جذب کنید

داشتن یک برنامه کامل و دقیق به تنهایی کافی نیست، باید از ذهنیت و شخصیت خریداران و مشتریان، نیازها وعلایقشان نیز باخبر شوید و با مشتریانی که هدف قرار داده‌اید، ارتباط برقرار کنید.

ببینید مشتریان‌تان کجا هستند؟ خودتان را نشان بدهید و به آن‌ها بگویید که برندی متعلق به آن‌ها هستید؛ همانی هستید که سلیقه و علاقه و نیازشان می‌خواهد (البته واقعا این طور باشید؛ مردم باهوش شده‌اند و گول زدن را تشخیص می‌دهند!!)
گام 5: از این 5 پل عبور کنید

برای برندسازی باید از 5 پُل عبور کنید:

    آگاهی بخشی (Awareness): مردم را از بودنتان آگاه کنید.
    درک کردن (Comprehension): تمام آن شخصیتی را که برای برندتان تعریف کرده‌اید، تمام تعهدات‌تان، آن چه ارائه می‌دهید و… را به مشتری بفهمانید تا مشتری شما را کامل بشناسد.
    اعتماد (Confidence): بعد از این شناخته شدید، باید به شما اعتماد کنند و کالا یا خدمات برند شما را انتخاب کنند.
    وابستگی (Affinity): اگر بعد از استفاده از کالا یا خدمات برندتان به شما وابسته شدند (مثل من که از هیچ برند دیگری جز LG نمی توانم گجتی بخرم!) که دیگر خیلی خوب است!
    برای رساندن مشتریان به این مرحله هم می‌شود برنامه‌ای ریخت.
    تداوم ارتباط با مشتری (Continuous Connection): خود به خود که قرار نیست دستاوردهایتان را تا ابد حفظ کنید! برای تداوم ارتباط با مشتریان‌تان و گسترش آن، برنامه‌ای داشته باشید.


برچسب ها: برندینگ , برندسازی , گام های برندینگ , برندینگ در کسب و کار , برند ,
(0 نظر)
(25 بازدید)
نوشته شده توسط mohammad ahmadi

یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 10:34 ق.ظ

هوش بازار مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را توضیح می‌دهد که با استفاده از منابع اطلاعاتی موجود، نمایی از بازار ارائه می‌نماید که شرکت به کمک آن درک می‌کند چه اتفاقاتی در بازار رخ می‌دهند، چه مسائلی وجود دارند، رقبا چه کارهایی انجام می‌دهند، مشتری‌ها یا مصرف‌کنندگان چه کاری انجام می‌دهند (برای مثال شبکه‌های اجتماعی)، و پتانسیل‌های احتمالی بازار برای محصولات یا خدمات جدید، با توجه به فعالیت‌ها و پاسخ‌های پیشین چیست؟


به‌طور کلی با توجه به منبع داده‌ها می‌توان هوش بازار را به دو حوزه تقسیم کرد:

    هوش بازار مبتنی بر داده‌های بیرونی؛
    بررسی شبکه‌های اجتماعی؛
    هوش بازار مبتنی بر داده‌های درونی.

دو دسته‌ی آخر با عنوان کلان‌داده بازتعریف شده‌اند. اما از هوش بازار برای اشاره به جمع‌آوری و بررسی اطلاعات بیرونی مانند تحلیل گزارش‌ها، داده‌های مالی رقبا، بررسی نشریات یا شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده می‌شود. در هوش بازاریابی توجه از اطلاعات داخلی، که چشم‌اندازی از بازار و رفتار مشتری‌ها فراهم می‌کنند، برداشته شده است و بیشتر به سمت منابعی مانند پایگاه‌های داده، فهرست مشتری‌های بالقوه، فعالیت‌های وب‌سایت، تاریخچه‌ی تراکنش‌ها، کارت‌های وفاداری و غیره سوق داده شده است.
هوش بازار براساس داده‌های بیرونی

هوش بازار

هوش بازار براساس داده‌های بیرونی، به‌طور معمول با بررسی منابع اطلاعاتی ثانویه به‌ دست می‌آید، که معمولا از طریق تحقیقات ثانویه و انجام فرایند بررسی پیوسته یا شبه‌پیوسته انجام می‌شود. اغلب، این کار به معنی منبع‌یابی و تحلیل داده‌های منتشرشده به‌منظور ساخت تصویری از بازار و پاسخ به پرسش‌های تجاری خاص است. برای مثال پتانسیل‌ بازار چقدر است، برنامه‌ی احتمالی آینده‌ی رقبا چه خواهد بود، مشتری‌ها چه قیمت‌هایی پرداخت خواهند کرد، بهترین راه برای ورود به بازار چیست؟

نکته‌ی کلیدی برای موفقیت در تحقیقات ثانویه، برخورداری از توانایی دنبال کردن منابع اطلاعاتی و تحلیل‌گر ماهری است که بتواند نه تنها داده‌ها، بلکه داستان پشت داده‌ها را نیز بخواند. برای مثال تشخیص بدهد که رقبای شما چه کسانی هستند و جایگاه‌ آنها را در بازار، در مقایسه با جایگاه شما تحلیل کند و نقاط ضعف و قوت و نشانه‌های توسعه‌ی جدید را پیدا کند یا کانال‌های شرکای بالقوه یا مکان‌های جدید را برای تأسیس دفتر تشخیص بدهد. متخصصان هوش بازار می‌توانند چیزهایی را که به چشم دیده نمی‌شوند و در داده‌ها به آنها توجه نشده است پیدا کنند. آنها همچنین مهارت خوبی در استفاده از داده‌های جزئی، مانند گزارش‌های مالی دارند تا عملکرد کلی را ارزیابی کنند. برای مثال آیا افزایش درآمد به‌خاطر رشد قیمت‌ها بوده است یا افزایش میزان فروش.
حتما بخوانید: چطور یک استراتژی بازاریابی موفق داشته باشیم؟

هوش بازار

بسیاری از شرکت‌ها برای کمک به هوش بازار درونی یا تحلیل بازار، از منابع بیرونی مانند اتاق‌های تحلیل استفاده می‌کنند که نه تنها داده‌ها را فراهم می‌کنند، بلکه براساس ارتباط‌شان با تأمین‌کننده‌ها و دیگر شرکت‌ها، تفسیر و توصیه‌ای نیز درخصوص تصویر کنونی بازار ارائه می‌نمایند. بسیاری از اتاق‌های تحلیل، همچون کارگزاری میان تأمین‌کننده‌ها عمل می‌کنند که گردآوری اطلاعات و به اشتراک گذاشتن آنها را به‌صورت گسترده انجام می‌دهند. اتاق تحلیل در برخی از صنایع، می‌تواند داده‌های دقیق و گسترده‌ای داشته باشد، مانند بررسی خرده‌ فروشی.
هوش رقابتی

هوش بازار

یکی از اَشکال خاص هوش بازار، هوش رقابتی است. این کار به‌صورتی مستمر انجام می‌شود و شامل جمع‌آوری اخبار، اسناد و دیگر اطلاعات مربوط به مشتری از منابع مختلف است. این موارد شامل جمع‌آوری اطلاعات مربوط به جایگاه بازار و پیام‌های بازار، مشتری‌ها یا قرارداد‌های اصلی، اندازه‌ و ساختار کسب‌وکار و مسائلی مانند قیمت‌گذاری یا ساختار ایده‌آلِ معمولِ معاملات می‌شود. به عنوان مثال این کار ممکن است که شامل جمع‌آوری اطلاعات مربوط به چک کردن قیمت یا جزئیات مربوط به کمپین‌های تبلیغاتی یا پیشنهادهای ویژه‌ی فروش و یا بررسی کانال‌های جدید کسب‌ اطلاعات درباره‌ی محصولات یا تکنولوژی‌های جدید (برای مثال پتنت‌ها) باشد. اگرچه هوش رقابتی را می‌توان به‌صورت پروژه‌‌ای مقطعی انجام داد، اما درواقع به‌علت ماهیت پیوسته‌‌اش بیشتر به ایجاد ساختارهایی برای فراهم کردن اطلاعات مرتبط با رفتار رقبا مورداستفاده قرار می‌گیرد. به این ترتیب می‌توان از رقبا بازخورد گرفت و آنها را بررسی کرد نه اینکه صرفا اطلاعات مقطعی خاصی از آنها به‌ دست آورد. نکته‌ی کلیدی این است که به دلایل قانونی و اخلاقی، تحقیق درباره‌ی رقبا نباید به هر شیوه‌ای انجام شود (برای مثال ارائه‌ی اطلاعات نادرست)؛ و باید بر منابع اطلاعاتی که منبع باز هستند مبتنی باشد.

برای هوش رقابتی می‌توان از منابع داده‌ی اولیه‌، مانند بازخورد گرفتن از تیم‌های فروش، کانال‌های تأمین‌کنندگان، توزیع یا بازخوردهایی مبتنی بر تحقیقات مستقیم پیروزی-شکست که معمولا برای بررسی عملکرد مزایده‌ها به کار می‌رود نیز استفاده کرد.
حتما بخوانید: چطور از مزیت رقابتی خود به عنوان برگ برنده استفاده کنیم
بررسی شبکه‌های اجتماعی

هوش بازار

هوش بازار می‌تواند به‌شکل فزاینده‌ای شامل جمع‌آوری اطلاعات از مطالب اینترنتی، توییت‌ها و دیگر شبکه‌های اجتماعی باشد. این نوع «هوش بازار» می‌تواند با برخی از شیوه‌های تحقیق بازار و بررسی روابط عمومی هم‌پوشانی داشته باشد. برای برخی از شرکت‌ها حجم مطالب (کلان‌داده) در چندین زبان و چندین حوزه بررسی می‌شود تا روی آنها تحلیل احساسات انجام شود. برای مثال شبکه‌های اجتماعی می‌توانند اطلاعات خوبی درباره‌ی احساسات بازار به محصولی که به‌تازگی معرفی شده است و همچنین جزئیات بسیار دقیق و توصیه‌هایی برای بهبود محصولات یا خدمات ارائه دهند. اما بخش زیادی از این بررسی‌ها، به عنوان بخشی از ارتباطات یا کمپین روابط عمومی، به بررسی اعتبار می‌پردازد تا به شرکت‌ها هشدار بدهد که نسبت به نظرات منفی یا مسائلی که از طریق شبکه‌های اجتماعی عمومی شده‌اند هشیار باشند.

از نظر داده واضح است که منابع داده‌ی بسیار زیادی وجود دارد و لازم است که ابزارهای IT در مقیاس وسیع برای بررسی شبکه‌های اجتماعی وجود داشته باشند تا مانند یک موتور جستجو داده‌های بیشتری را از سایت‌های مختلف جمع‌آوری کنند و سپس این داده‌ها را تحلیل کنند تا اطلاعات سودمندی به‌ دست آورند. جمع‌آوری داده‌، برخی از مسائل اخلاقی را نیز با خود به همراه می‌آورد، برای مثال به‌ویژه در برخی از حوزه‌های حقوقی مانند اروپا برخی از مکالمات، خصوصی تلقی می‌شوند و به شرکت‌ها اجازه داده می‌شود تا اطلاعات را تنها در چارچوب قانون جمع‌آوری کنند. البته روشن است که شرایط در آمریکا که همه‌ی اطلاعات حوزه‌ی عمومی را می‌توان به‌شکلی رایگان در کسب‌وکار استفاده کرد، متفاوت است.

نسبت به چگونگی بررسی این شبکه‌ها نیز باید مراقب باشید، چرا که نمی‌توان همه‌ی سایت‌ها را بررسی کرد (برخی از سایت‌ها مانند فیس‌بوک اجازه‌ی این کار را به شما نمی‌دهد) و ممکن است که سایت‌های قابل بررسی نیز نشان‌دهنده‌ی بخش فعال و مشتاق بازار نباشند و درنتیجه دیدگاه کل بازار را به‌خوبی نمایش ندهند. به ساختار بحث‌های آنلاین نیز باید توجه کرد. برای مثال زمانی که نسبت به یک موضوع اختلاف‌نظر وجود دارد، در مقایسه با زمانی که اتفاق‌نظر وجود دارد، نظرات بیشتری شنیده می‌شود. اگرچه مکالمات آنلاین نمی‌توانند نشان‌دهنده‌ی همه‌ی نظرات باشند، اما این احتمال وجود دارد که آنها شامل جهت‌دهنده‌های فکری مهم باشند یا بر آنها تأثیر بگذارند. به این دلیل است که توصیه می‌شود تا چگونگی ترجمه‌ی احساسات آنلاین نسبت به شیوه‌های تحقیق بازار، با دقت بررسی شوند.
حتما بخوانید: چطور استراتژی بازاریابی خود را در شبکه‌های اجتماعی ارتقا دهیم
هوش بازار براساس داده‌های درونی

هوش بازار

درحالی‌ که بخش بیشتر هوش بازار به جمع‌آوری اطلاعات از بیرون مبتنی است، با استفاده‌ی بهتر از اطلاعات موجود مانند پایگاه داده‌ی مشتری‌ها، تحلیل وب‌سایت و آزمودن بازار می‌توان چشم‌انداز بسیار خوبی به دست آورد. این حوزه با عنوان تحلیل «کلان‌داده» شناخته می‌شود. برای مثال با تحلیل پایگاه داده ممکن است معلوم شود که شما در چه مکان‌هایی امکان فروش متقابل یا فروش کالای گران‌تر را دارید یا متوجه شوید که کدام‌ مشتری‌های شما سودآوری بیشتری دارند. تحلیل پایگاه داده معمولا شامل دنبال کردن تازگی، تناوب و ارزش خرید‌ها، پیدا کردن بخش پاراتو و تقویت فهرست پایگاه داده با داده‌های بیرونی به‌منظور تشخیص الگوهای خرید است.

اطلاعات پایگاه داده تنها منبع اطلاعاتی ما نیستند. وب‌سایت شما نیز ممکن است که حاوی اطلاعات بسیار باارزشی درباره‌ی اینکه چه کسانی به‌دنبال محصولات یا خدمات هستند باشد. تحلیل ترافیک وب‌سایت به شما کمک می‌کند تا مشخص کنید که چه مشتری‌هایی به‌دنبال شما هستند و چرا؟ و سپس می‌توانید از آنها به همراه تبلیغات و تنوع بخشیدن به صفحه‌ی وب‌سایت استفاده کنید تا اقدامات مستقیمی برای بهبود و افزایش اثربخشی بازاریابی صورت دهید.

چالشی که در اینجا وجود دارد افزایش فزاینده‌ی حجم اطلاعاتی است که به‌طور بالقوه در‌ دسترس هستند (کلان‌داده). منابع بزرگ داده این پتانسیل را دارند که الگو‌ها و همبستگی‌های پنهان میان داده‌ها را به نمایش بگذارند. پیدا کردن این الگو‌ها از بین پایگاه داده‌های بزرگ یک چالش آماری بزرگ است، چرا که هم مدیریت کردن حجم داده‌ها کار دشواری است و هم استخراج معنا از روابط نامحدودی که میان داده‌ها برقرار است، این کار بدون گمراه شدن در بین همبستگی‌های غیرواقعی مهارت بالایی می‌خواهد.

این روز‌ها امید زیادی به تحلیل‌های کلان‌داده وجود دارد، اما اگر از جریان اطلاعات به عنوان ابزاری برای تجربه‌های بیشتر استفاده شود، ممکن است که اثربخشی بیشتری داشته باشد. این تجربیات شامل آزمودن چیزی در بازار و سپس بررسی واکنش بازار هستند. برای بهبود و اصلاح فعالیت‌های بازاریابی، می‌توان آزمایش‌های آنلاین را در مقیاس کوچک و خیلی سریع انجام داد. برای مثال آزمایشی برای مشخص کردن اینکه کدام پیام تبلیغاتی بهتر است؛ یا طراحی آزمایشی برای بررسی اینکه ترکیب صفحه‌ی فرود چگونه منجر به فروش می‌شود. این رویکردهای تجربی به‌طور مستقیم به بازاریابی الگوریتمی ترجمه می‌شوند. بازاریابی الگوریتمی درواقع تولید قوانین خودکاری است که ارتباطات و پیام‌های مشاهده‌شده را مرتب می‌کنند. درست شبیه به روشی که فهرست توصیه‌های آمازون یا جستجوی شخصی‌سازی‌شده‌ی گوگل به کار می‌گیرد.

درنهایت از دانشی که توسط کارمندان نسبت به مشتری‌ها، بازارها و رقبا به دست می‌آید چشم‌پوشی نکنید، چرا که معمولا از این منبع اطلاعات استفاده‌ی درستی نمی‌شود. جمع‌آوری و انتشار این اطلاعات وارد حوزه‌ی مدیریت دانش مشتری می‌شود و استفاده‌ی بهتر از دانش مشتری‌ها می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا روی چیزی که مشتری‌ها می‌خواهند و می‌گویند تمرکز بیشتری داشته باشند.

برگرفته از: dobney


برچسب ها: استراتژی بازاریابی , بازاریابی , کاربرد هوش بازار , هوش بازار , هوش بازار در بازاریابی ,
(0 نظر)
(20 بازدید)
نوشته شده توسط mohammad ahmadi

یکشنبه 14 آبان 1396 ساعت 10:12 ق.ظ

هر کسی که به نحوی با کسب و کار در تعامل باشد، با واژه ی “بازاریابی” غریبه نیست. برای انجام هر کاری در کسب و کار، به بازاریابی و استراتژی بازاریابی رجوع می شود. اما اگر از شما بپرسند “بازاریابی چیست؟”، یا از شما بخواهند آن را تعریف کنید، قادر به تعریف بازاریابی خواهید بود؟ چند لحظه مکث کنید و به این سوال فکر کنید، ببینید بازاریابی در ذهن شما چه معنایی دارد، و سپس به خواندن مقاله ادامه دهید تا جواب بزرگان این عرصه را ببینید.

بر خلاف تصور همگان بازاریابی با یک ایده جدید یا یک محصول نوآورانه آغاز نمی­ شود. نقطه آغاز بازاریابی مشتری ( customer ) است، همان افرادی که سبب موفقیت کسب و کار می ­شوند. فرآیند بازاریابی از جایی شروع می شود که مشتری وارد چرخه ی کسب و کار می شود، نه زمانی که محصول آماده فروش است. کارآفرینان ذاتا، همیشه عاشق ایده ­هایشان هستند و چنان می ­پندارند که بقیه هم چنین حسی دارند، ولی همیشه اینگونه نیست. در طول فرایند راه­ اندازی یک کسب و کار جدید یا ارائه یک محصول جدید، نیاز خواهید داشت تا افراد زیادی را قانع کنید که محصول شما ارزش خریدن را دارد، پس بد نیست قبل از هر چیز قدری درباره آنها بدانید. مشکلات، نیازها و خواسته ­های آنان چیست؟ آیا می­توانید کاری کنید که آنها زمان، پول یا زحمت کمتری متحمل شوند؟

بیایید قبل از آنکه جلوتر برویم چند اصطلاح رایج در بازاریابی را با هم مرور کنیم. فرق نیاز، خواسته و تقاضا در چیست؟

نیاز ( Need ) حس درونی افراد است، افراد حتی ممکن است از این نیاز خود، آگاهی نداشته باشند. این نیازها شامل نیازهای فیزیکی و عاطفی و… می شود.

خواسته ( Want ) نمود عینی نیاز است، اینکه شما گرسنه می شوید و به دنبال رفع گرسنگی برمی آیید یعنی به دنبال رفع نیاز خود، خواسته ای یافته اید. در این مورد برای رفع گرسنگی گزینه های متفاوتی مثل تهیه ی خوراکی از بیرون، رفتن به خانه و خوردن غذا یا موارد دیگر خواسته های شما را تشکیل می دهید.

تقاضا ( Demand ) حال اگر شما توان مالی تحقق خواسته ی خود را داشته باشید، تقاضا شکل می گیرد. و شما با خریدن کیک و شیر کاکائو به گرسنگی خود پاسخ می دهید.

مشتریان شما تنها به افرادی که محصول شما را از قفسه­ ها خریداری می ­کنند محدود نمی­ شوند بلکه سرمایه گذاران، توزیع­ کنندگان، خرده ­فروشان و دیگر ذینفعان نیز در این دسته قرار می گیرند. لازم است آنها احساس کنند که  سرمایه­ گذاریشان ایمن است و سرمایه ی خود  را دوباره به دست می آورند، پس باید بتوانید آنها را نیز قانع کنید، و این به معنای تحقیقات بازار و نوشتن یک  طرح یا برنامه بازاریابی ( Marketing Plan ) است.

چندین دهه است که دانشگاهیان به دنبال دستیابی به یک تعریف مختصر از بازاریابی هستند. لغت نامه­ ها مسیرهای بسیار ادبی اینچنینی را در پیش  گرفته اند : “مجموع وظایف تجاری به منظور انتقال کالاها از تولیدکننده به مصرف ­کننده”.

حال اگر بخواهیم به سراغ تعاریفی که انجمن های بازاریابی از این کلمه ارائه داده اند، برویم. موسسه خبرگان بازاریابی ( Chartered Institute of Marketing ) آن را این چنین شرح می­ دهد :”مدیریت فرآیند شناسایی، پیش بینی و ارضای نیازهای مشتری به شکلی سودآور”.

انجمن بازاریابی آمریکا ( The American Marketing Association ) آخرین تعریف از بازاریابی در سال ۲۰۱۳ را اینگونه تصویب نموده  است : “بازاریابی، مجموعه ­ای از فعالیت ها و فرایندهای ایجاد، انتقال، ارسال و تبادل هر آنچه که برای مشتریان، ارباب رجوع، شرکای تجاری و در کل برای جامعه ارزشمند باشد، است.”

به محض خروج از دایره حرفه ­ای ­ها یا دانشگاهیان  بازاریابی،  تعریف این لغت به شکل باورنکردنی کمرنگ می­ شود.  بسیاری از مردم بازاریابی را مترادف با تبلیغات یا ارتقای محصول می­ دانند، در صورتی که باید بدانید اینها تنها چرخ­ دنده ­های کوچکی از یک ماشین کارآمدتر و بزرگتر می ­باشند. تبلیغات و بازاریابی با هم متفاوت بوده و هر کدام دارای اصول و سبک های جداگانه ای هستند.

برخی هم بازاریابی را برابر با فروش می دانند. به عقیده ی این افراد فروش همان بازاریابی است. در حالی که این عقیده هم درست نیست بازاریابی و فروش به هیچ وجه یکسان نیستند . فروش جز کوچکی از بازاریابی را تشکیل می دهد.

بازاریابی فراتر از ترفیع و فروش و تبلیغات است. با وارد شدن به هر حوزه ای باید از استراتژی های بازاریابی مختص به آن استفاده کرد. به عنوان مثال با ورود به حوزه ی دیجیتالی و اینترنتی لازم است با مبانی دیجیتال مارکتینگ آشنایی کامل داشته باشید تا بتوانید در این حوزه عملکرد خوبی داشته باشید، تا در دنیای آنلاین یا دیجیتال کسب و کار خود را با موفقیت هدایت کنید.

می ­توان گفت که بازاریابی یکی از بخش های کسب و کار است که تمرکز بر روی مشتریان فعلی و بالقوه را تضمین می کند.

بازاریابی چهار بخش زیر را در بر می گیرد :

    شناخت مشتریان بالقوه و محیط خارجی کسب وکار به جزیی ­ترین شکل ممکن
    شناسایی فرصت ها و توسعه استراتژی برای سرمایه­ گذاری روی آنها
    استفاده از ابزار بازاریابی برای ارائه استراتژی
    سنجش نتایج و فرایند بهبود مستمر

آنچه بازاریابی می­ باشد :

    در اولویت قرار دادن مشتری
    یکی از بخش های کسب و کار
    یک فرایند برنامه­ ریزی شونده
    فعالیت کلیدی برای موفقیت مستمر کسب و کار
    تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف کسب و کار

آنچه بازاریابی نمی­ باشد :

    تبلیغات یا ترفیع بی هدف و بدون برنامه
    فقط مختص به یک دپارتمان یا بخشی از سازمان ( مثلا بازرگانی )
    یک گزینه انتخابی و اضافی
    اهمیت بازاریابی

به کارگیری و آشنایی با مفاهیم بازاریابی از ضروریات هر کسب و کاری محسوب می شود. در زیر به برخی از دلایلی که منجر به افزایش اهمیت بازاریابی در پیشبرد کسب و کار شده، اشاره می کنیم:
۱ ) بازاریابی به انتقال، مبادله و حرکت کالا کمک می کند :

بازاریابی در انتقال، مبادله و حرکت کالا بسیار مفید است. کالاها و خدمات از طریق واسطه های گوناگون، مانند خرده فروشان و عمده فروشان، به دست مشتریان می رسند. بازاریابی این ارتباط را فراهم می آورد و از این رو هم برای تولید کنندگان مفید است و هم برای مشتریان
۲ ) بازاریابی در حفظ و ارتقا استانداردهای زندگی جامعه مفید است :

بازاریابی در صدر تمام عوامل تاثیر گذار بر استانداردهای زندگی جامعه، قرار می گیرد. بازاریابی از طریق در دسترس قرار دادن محصولات و خدمات برای مشتریان و عرضه ی آنها تحت شرایط مختف و با قیمت معقول، بر سبک زندگی آنها اثر می گذارد. جامعه از سه سطح اجتماعی تشکیل می شود : غنی، متوسط و فقیر. هرآن چیزی که  این سه گروه مصرف می کنند، توسط بازاریابی و اصول و رویه های آن، عرضه می شود. این موارد و شناسایی بازار تحت عنوان گزارش تحلیل بازار و به عنوان بخشی از فعالیت های بازاریابی صورت می گیرد.
۳ ) بازاریابی منجر به ایجاد اشتغال می شود :

بازاریابی مکانیزم پیچیده ای است که افراد بسیاری به طرق مختلف در آن درگیر بوده و تعامل دارند.  فعالیت های اصلی بازاریابی شامل خرید، فروش، امور مالی، حمل و نقل، انبار داری، استاندارد سازی و تقبل ریسک است. هر کدام از این فعالیت ها توسط افراد بسیاری به اجرا در می آید.
۴ ) بازاریابی به عنوان منبع کسب درآمد و عایدی :

تمام کاربردهای فعالیت های بازاریابی به نوبه ی خود سهمی در کسب درآمد دارند. حتی اگر شما در فضای مجازی فعالیت دارید بازاریابی محتوا می تواند به شما کمک کند تا سودآوری بالایی داشته باشید.

بازاریابی به عنوان منبع کسب درآمد
۵ ) بازاریابی به عنوان مأخذ ایده های جدید شناخته می شود :

مفهوم بازاریابی، مفهوم پویایی است. بازاریابی در طول زمان دچار تغییرات بسیاری شده است و وارد حوزه های بسیاری شده است، بازاریابی پارتیزانی و چریکی و بازاریابی حسی و بازاریابی تریزی هم از جمله الگوهای جدید در بازاریابی محسوب می شوند. که رفته رفته به آنها خواهیم پرداخت. اما تغییراتی که بازاریابی در طی چند دهه اخیر داشته، منجر به بروز خلاقیت و ورود ایده هایی نو در این خصوص شده است.
۶ ) بازاریابی منجر به رشد و توسعه ی اقتصادی می شود :

تا کسی برای فروش محصولی تلاش نکند ، اقتصاد رشد پیدا نمی کند. بازاریابی می تواند به فروش هرگونه محصول یا خدمتی کمک کند. با به کارگیری اصول بازاریابی شما و فروش محصولات و خدمات، رفته رفته رشد اقتصادی در جامعه به وجود می آید. از این رو به کارگیری درست بازاریابی می تواند بسیار سودمند باشد و نباید به راحتی از کنار آن عبور کرد.

بازاریابی - رشد و توسعه اقتصادی
انواع بازاریابی ها

اگر هم اکنون به سراغ مرورگر اینترنت خود بروید و عبارت “انواع بازاریابی” را جستجو کنید، با نتایج بیشماری رو به رو می شوید. هر یک از انواع بازاریابی در نهایت به دنبال جلب توجه مخاطب و شناساندن  برند و محصول به آنها است اما کانال و استراتژی که هریک از آن بهره می برند سبب می شود بازاریابی، انواع مختلفی پیدا کند.

با گسترش دانش و ورود رشته های دیگری همچون عصب شناسی و روانشناسی به دنیای بازاریابی ، حوزه های میان رشته ای فراوانی در عرصه ی بازاریابی ظهور پیدا کرده است. از این بین می توان به بازاریابی حسی (Sensory Marketing) ، بازاریابی هیجانی (Emotional Marketing)، بازاریابی عصبی (Neuro Marketing) و بازاریابی سببی (Cause Marketing ) اشاره کرد.

در بازاریابی حسی به ۵ حس افراد و تحریک آنها برای جلب توجه مخاطب توجه می شود. در بازاریابی هیجانی به عواطف و تحریک احساساتی از قبیل ترس، عشق، دلسوزی و حتی تنفر، توجه می شود و سعی بر آن است که به این ترتیب افراد احساسی را تجربه کنند که تاثیر ماندگار داشته باشد. بازاریابی سببی از عواملی که مورد توجه مصرف کنندگان است استفاده می کنند تا به این واسطه توجه آنها را به سوی محصول یا برند مورد نظر جلب کند، در این نوع بازاریابی عمدتاً از امور خیرخواهانه برای جلب توجه مخاطبان استفاده می شود، مثلا اجرای کمپینی که به حمایت از کودکان سرطانی برگذار شده است نوعی از بازاریابی سببی می باشد. در بازاریابی عصبی بیشتر به ناخودآگاه افراد توجه می شود، سعی بر آن است که از طریق شاخص هایی که از طریق تحقیقات به دست می آید به صورت غیر مستقیم به ذهن مشتریان نفوذ کنند و از این طریق بر تصمیم گیری آنها اثر بگذارند.
مقاله مرتبط:  ۵ نکته ی تأثیر گذار در برندسازی احساسی

ظهور اینترنت و تجارت الکترونیک نیز به نوبه ی تاثیر چشمگیری در حوزه ی بازاریابی داشته است، شما عموماً با انواع دیجتال مارکتیگ شامل بازاریابی شبکه های اجتماعی، بازاریابی آنلاین، بازاریابی ایمیلی و بازاریابی محتوایی آشنا هستید . هر کدام از این نوع بازاریابی ها به دنبال آن اند که از طریق بستر و ابزار خود محتوایی را تولید کنند که برای مخاطب جذاب باشد، باعث افزایش تعامل آنها شود و نهایتا در تصمیم گیری خرید آنها تاثیر گذاشته و منجر به ماندگاری برند در ذهن مشتری شود.

بازاریابی شبکه های اجتماعی امروزه با استقبال بی نظریمواجه است، چرا که تغییر سبک زندگی مخاطبان سبب شده افراد بیشتر وقت خود را در شبکه های اجتماعی به سر ببرند و حضور موثر برندها در این بستر می تواند تضمین کننده ی موفقیت آنها باشد.

از انواع دیگر بازاریابی که بسیار جنجال برانگیز بوده و همیشه بین مفید بودن و قانونی بودن یا نبودن آن بحث است بازاریابی شبکه ای است. در این مقاله به این مطلب اکتفا می کنیم که بازاریابی شبکه ای در بسیاری از کشورها از جمله ایران ممنوع می باشد. اگر می خواهید در مورد بازاریابی شبکه ای و نحوه ی کارکرد آن بدانید می توانید مقاله ی زیر را در این خصوص مطالعه کنید.

بازاریابی چریکی  (گوریلا مارکتینگ) یکی از انواع دوست داشتنی بازاریابی برای مخاطبان و خود بازاریابان محسوب می شود. خلاقیت رکن اساسی این نوع بازاریابی محسوب می شود و تلاش بر آن است که از طرق غیر منتظره توجه مخاطبان به سمت برندی جلب شود. بازاریابی چریکی از تاثیرگذاری بسیار بالایی برخوردار است و بیشترین نرخ تعامل و به اشتراک گذاری را در بین انواع دیگر بازاریابی دارد.

از انواع بازاریابی موارد بیشمار دیگری باقی مانده است اما در حال حاضر این بحث را با معرفی موارد مطح شده به پایان می رسانیم. اگر به دنبال شناختن انواع بازاریابی هستید کانال ما را در اینستاگرام دنبال کنید تا با انواع استراتژی های بازارایابی و اصلاحات آن بیشتر آشنا شوید.
سخن آخر :

در پایان ، تعریف دقیق بازاریابی چندان مهم نیست. آنچه که برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ حائز اهمیت است، اطمینان از این موضوع است که مشتری در مرکز همه افکار شما و  هر دپارتمان دیگری باشد و توسط هر یک از کارکنان شما درک شده باشد، و بازاریابی می تواند این امر را، تضمین کند.


برچسب ها: ایده , بازاریابی , کسب و کار , محصول نوآورانه , مشتری ,
(0 نظر)
(28 بازدید)
نوشته شده توسط mohammad ahmadi

یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 10:8 ق.ظ



همیشه لازم نیست برای راه اندازی کسب و کار خود به دنبال سرمایه گذار باشید، اگر نگاهی به اطراف خود بیندازید کسب وکارهای ارزان هم برای راه اندازی وجود دارند.

امروزه کسب و کارهای زیادی وجود دارند، شاید شما هم بخواهید صاحب یکی از آنها باشید ولی ممکن است بودجه لازم برای راه اندازی آن کسب وکار را نداشته باشید. اگر پولی در حساب بانکی خود برای راه اندازی کسب وکار ندارید، زیاد نگران نباشید چون همیشه یک راه برای شما در دنیای پرماجرای کسب وکار وجود دارد. کسب وکارهایی هم هستند که نیاز به سرمایه زیادی ندارند و می توانید با راه اندازی آنها خودتان آقای خودتان باشید. در مطلب امروز با ما در زومیت همراه باشید تا این کسب وکارهای کم هزینه را با هم بررسی کنیم.

«باید پول خرج کنید تا پول به دست بیاورید»، هر کسی که این جمله را بگوید حتماً بیشتر از چند 100هزار تومان در جیب خود دارد. امروز می خواهیم از راهنمایی های مناسبی در راه اندازی کسب وکارهای ارزان به شما کنیم.

اگر کمی پول در حساب خود دارید که به نظرتان بهتر است خرج یک لباس یا یک کفش ارزان شود، کمی دست نگه دارید. چون ما خواب های دیگری برای آن پول دیده ایم. روی کسب وکارهایی پیشنهادی ما تمرکز کنید و ببینید کدام یک می توانند برای شما مفید باشند.

۱ - سازماندهی حرفه ای

با کمک شبکه های اجتماعی می توانید تبدیل به یک سازمانده حرفه ای شوید و به کسب وکارهای نوپا کمک کنید. حتماً این کار درآمد خوبی برای شما خواهد داشت.

۲ - نگهداری از خانه

اکثر مردم به یک فرد قابل اعتماد برای نگهداری از خانه و وسایل درون آن نیاز دارند. اگر تصمیم به چنین خدماتی دارید همین الان شروع به تبلیغ کنید در خانه های اطراف خود. چون همسایه آنها هستید آنها راحت تر به شما اعتماد می کنند.

۳ - نگهداری از کودکان

اگر در مراقبت از کودکان سررشته ای دارید، این یک فرصت خوب خواهد بود. این کار هزینه ای برای شما نخواهد داشت و حتی می توانید با سرمایه گذاری صفر ریال به درآمدزایی در این زمینه بپردازید. برای شروع می توانید از شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه استفاده کنید.
مطلب مرتبط: مزایا و معایب مشارکت در کسب و کار

۴ – وبلاگ نویسی و تبلیغ آن

با استفاده از سرویس های رایگان بی شمار شروع به ایجاد یک وبلاگ کنید تا در معرض دید دیگران قرار بگیرید. با جذب کاربر به سایت خود می توانید از سایت های خدماتی در این زمینه برای درآمدزایی استفاده کنید. راه هایی مثل گرفتن ریپوتاژ آگهی یا تبلیغات کلیکی می توانند گزینه های مناسبی برای درآمدزایی شما باشند.

۵ - بازاریابی

شما می توانید به عنوان بازاریاب برای برخی سایت ها کار کنید. برخی کسب وکارها برای فروش بیشتر از افراد عادی به عنوان بازاریاب استفاده می کنند. با این شرایط به راحتی می توانید به یک بازاریاب تبدیل شوید.

۶ - فروش کتاب های دست دوم

گاهی کتاب های استفاده شده با توجه به قیمت پایین می توانند مشتری بیشتری نسبت به کتاب های نو داشته باشند. اگر در قفسه کتاب خانه شما کتاب دست دومی وجود دارد که تمایلی به خواندن دوباره آن ندارید، برای فروختن آن می توانید از شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه استفاده کنید.

۷ تمیز کردن خانه

می توانید با کمتر از 100هزار تومان وسایل اولیه برای تمیز کردن قسمت های مختلف یک خانه را خریداری کنید و شروع به کسب وکار خود در این زمینه بپردازید. برای شروع به تبلیغ در شبکه های اجتماعی نیاز دارید.
مطلب مرتبط: 7 عامل مهم در شکوفایی کسب وکار آنلاین

۸ - رانندگی برای سرویس های تاکسی آنلاین

می توانید به راحتی و ارائه چند مدرک ساده تبدیل به یک راننده سرویس های تاکسی آنلاین شوید. اگر اتومبیل شما حداقل ویژگی ها برای واجد شرایط شدن را ندارد، سعی کنید اتومبیل فرد دیگری را برای این کار اجاره بگیرید.

۹ - مشاوره

اگر موردی وجود دارد که احساس می کنید در آن تخصصی دارید (طراحی سایت، خرید خانه، بدن سازی و...) می توانید تبدیل به یک مشاور در این حوزه شوید. البته این کار ممکن است نیاز به چند مجوز داشته باشد. پس از اخذ مجوزها سعی کنید مشتری هدف خود را پیداکرده و با توجه به آن یک شبکه انسانی قوی را بسازید. برای شناساندن خود کافی است یک کانال در تلگرام یا صفحه ای را در اینستاگرام در مورد معرفی خدمات خود بازکنید که هزینه آن هم صفر ریال خواهد بود.

۱۰ - آموزش

این بازار همیشه مشتری خاص خود را دارد. اگر در زمینه ای مهارت دارید، می توانید گزینه تدریس را در نظر بگیرید. مهارت هایی مثل نواختن موسیقی یا تدریس کتاب های دبیرستان می توانند بسیار مفید باشند.

۱۱ - ترجمه

اگر سابقه ترجمه دارید، حتماً می دانید که این بازار هم پتانسیل بسیار بالایی دارد. ترجمه مقالات می تواند درآمد خوبی برای شما داشته باشد که از شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه می توانند برای بازاریابی به شما کمک کنند.

۱۲ - نویسندگی

می توانید در اوقات فراغت خود کتاب بنویسید. اگر مهارتی در نویسندگی دارید، هر وقت خالی را به نوشتن یک کتاب اختصاص دهید. اگر می خواهید نویسندگی را در فضای مجازی انجام دهید، وب سایت های خبری یا موارد مشابه می توانند گزینه های مناسبی برای شما باشند تا در زمینه موردنظر خود به نویسندگی بپردازید.
مطلب مرتبط: تجربیات 6 کارآفرین موفق / کارآفرینان چگونه باید با عادهای بد خود کنار بیایند

۱۳ - راهنمایی توریست ها

شما می توانید برای توریست هایی که وارد محل زندگی شما می شوند، راهنمای خوبی باشید، زیرا بیشتر با آن منطقه آشنا هستید. این کار سود خوبی برای شما در پی خواهد داشت.

۱۴ - فروش محصولات دست ساز

محصولات دست ساز بسیار خاص هستند و اگر سلیقه خوبی داشته باشید، می توانید سود خوبی را در این زمینه به دست آورید. شما می توانید محصولات دست ساز خود را در شبکه های اجتماعی یا سایت های فعال در این زمینه به فروش برسانید.

۱۵ - پیک موتوری

اگر یک موتور دارید یا می توانید آن را از کسی قرض بگیرید، این شغل یک گزینه خوب برای کسب درآمد در زمان خالی خود خواهد بود. شما قادر هستید با توجه به وقت خالی خود بازه زمانی کار را مشخص کنید. کسب وکارهای زیادی مثل غذاهای بیرون بر وجود دارند که می توانید به عنوان پیک موتوری برای آنها کار کنید.

۱۶ - مدیریت رسانه های اجتماعی

بسیاری از افراد حتی نوجوانان که در شبکه های اجتماعی حضور دارند، می توانند به خوبی حساب کاربری شبکه اجتماعی یک کسب وکار را مدیریت کنند. شما هم می توانید مدیریت صفحه های شبکه های اجتماعی را بر عهده بگیرید و به ازای این کار درآمد کسب کنید.

۱۷ - انجام خرید برای دیگران

می توانید خریدهای دیگران را انجام دهید. برای این کار اگر موتورسیکلت داشته باشید، کارتان سریع تر انجام می شود. شبکه های اجتماعی گزینه خوبی برای بازاریابی هستند.

۱۸ - خدمات جابه جایی

اگر یک وسیله نقلیه دارید می توانید این روش را امتحان کنید، مثلاً جابه جایی بسته یا نامه می تواند گزینه خوبی باشد.

۱۹ - تنظیم اظهارنامه مالیاتی

در هر فصلی می توانید به امور مالیاتی بپردازید. اگر دراین باره علمی ندارید می توانید جمله «آموزش آنلاین تنظیم اظهارنامه مالیاتی» را جست وجو کنید. افراد زیادی هستند که حاضرند برای این کار هزینه پرداخت کنند.
مطلب مرتبط: نکات بهبود کسب و کار اینترنتی

۲۰ - فعالیت در بازارچه محلی

اگر اجناسی دارید که قابلیت فروش در محله اطراف تان رادارند، پیشنهاد می کنیم که حتماً آنها را به فروش برسانید. با فروش اجناس در بازار محلی می توانید روزانه تا 100هزار تومان درآمد داشته باشید.

    منبع: INC/zoomit

برچسب ها: کسب و کار , راه اندازی کسب و کار , کسب و کار با هزینه کم , کسب و کار آسان , کسب و کار ارزان ,
(0 نظر)
(49 بازدید)
نوشته شده توسط mohammad ahmadi

جمعه 14 مهر 1396 ساعت 9:57 ق.ظ


تکنیک حرفه ای فروش برای آن دسته از عزیزانی به که فروش و فروشندگی علاقه دارند بسیار لازم و ضروری است. هنر فروش یکی از کاربردی ترین و موثرترین هنر های پیشبرد اهداف کسب و کار است و با فراگرفتن تکنیک حرفه ای فروش می توان در راه موفق بود. ما در این مطلب قصد داریم ۸ تکنیک حرفه ای فروش را برای شما ارائه کنیم. با ما همراه باشید.

تبدیل شدن به فروشنده ی حرفه ای برتر در هر صنعتی، یک مهارت خاص است.

جالب است بدانید که خود صنعت مهم نیست و تکنیک های مورد استفاده ی فروشنده های بسیار حرفه ای در سیستم های نرم افزاری فروش و حتی صنایع بین المللی و همینطور کسانی که تجهیزات پزشکی را به مطب پزشکان شخصی می فروشند تفاوت چندانی ندارد!
یکی از بزرگترین مسائل در تبدیل شدن به یک فروشنده ی حرفه ای موفق، داشتن اطلاعات گسترده درباره ی محصولات و خدمات پیشنهادی و به روز نگه داشتن آن اطلاعات است.
همچنین باید درک قابل توجهی از کسب و کار و یا صنعتی داشته باشید که کار فروش آن را بر عهده دارید. این امر باعث می شود که بتوانید با راه حل های منحصر به فرد و بسیار خوب برای مشتریان / محصولات خود روبرو شوید. هنگامی که به اینکار تسلط پیدا کنید، می توانید ۸ تکنیک دیگری را که فروشنده های حرفه ای برتر استفاده می کنند، در هر گونه فروشی خود به کار ببرید.

هر چه بیشتر این تکنیک ها را تمرین و استفاده کنید، پیشرفت های بزرگی را در کار فروش خود خواهید دید. با به کارگیری تکنیک های فروشنده های حرفه ای، شما شاهد افزایش حجم میزان فروش به مشتریان موجود و همینطور افزایش حجم فروش به مشتریان جدید خواهید بود.

تکنیک حرفه ای فروش

    هنگام ارتباط با مشتریان صمیمی باشید

یکی از بزرگترین مزایای رسانه های اجتماعی، از جمله سایت هایی مانند LinkedIn، این است که فروشنده های حرفه ای توانایی ایجاد رهبریِ پرورش یافته را دارند. یک تعریف عمومی برای رهبری پرورش یافته، آگاه کردن خریدار / یا ایجاد نمودن دیدگاهی برای وی از مزایای محصول و یا خدمات شرکتتان با ارائه ی اطلاعات محتوایی قبل از وقوع فروش است.

به عنوان فروشنده، شما اکنون نام تجاری تان را شناسانده و موقعیت خود را به عنوان یک منبع برای خریدار تثبیت کرده اید. در تحقیقات تکمیلی توسط گروه Annuitas ، در هنگام وقوع اولین خرید، رهبری پرورش یافته موجب خریدی ۴۷ درصد بیشتر نسبت به زمانی می شود که با یک رابطه ی سرد شکل گرفته است.

    از مقایسه با دیگر شرکت ها پرهیز کنید

طبق گفته ی سانجیو ساکسنا مدیر عامل شرکت برجسته ی فروش تجهیزات پزشکی POCMedical ، یک اشتباه بسیار رایج، کشاندن رقابت به اولین تماس فروش است. به محض این که حرف رقابت را به میان آورید، مشتری شروع به فکر کردن درباره ی محصولات دیگر خواهد کرد. شما باید از آنها بخواهید که منحصراً روی راه حل شما تمرکز داشته باشند.

    مستقیم سر اصل مطلب نروید

از آنجا که مجبور کردن مشتری ضروری نیست، ارائه ی گزینه ای برای انتخاب از میان تماس های فروش، روش خوبی نخواهد بود. از شروع گفت و گو با “آیا شما چند دقیقه وقت دارید؟” یا “ایا زمان خوبی برای صحبت است؟”، پرهیز کنید.
طبق گفته ی جیل کنراد، نویسنده ی فروش سریع (Agile Selling)، بهترین گزینه مطرح کردن فوری این موضوع است که محصول شما چه تمایزی برای سازمانی که آن را می خرد به همراه دارد. روی مسئله ای که مشتری با آن روبرو می شود تمر کز کنید، و توضیح دهید که محصول و یا خدمات شما چگونه این مسئله را حل می کند.

    نحوه ی بستن قرارداد را بدانید

به نظر من یکی از بزرگترین اشتباهات نمایندگان فروش ندانستن نحوه ی گذر از مرحله ی معرفی محصول به مرحله ی متعهد نمودن خریدار است.
در واقع، توصیه ی من تمرین بستن قرارداد درست به اندازه ی معرفی محصول و حتی داشتن چند گزینه ی متفاوت است که به مشتری احتمالی شما اجازه می دهد تا از میان آنها انتخاب کند. این کار کمک می کند تا شما گزینه های مختلفی را ارائه دهید که می تواند جریان گفتگو را در مسیر طبیعی، راحت و قابل اعتماد پیش ببرد.

    نا امید نشوید

طبق گفته های چندین فروشنده ی حرفه ای برتر و مربیان از جمله خودم، جیک اتوود و مطالعات مختلف LinkedIn ، به طور متوسط ۷ تا۱۰ تماس طول می کشد تا به نقطه ای برسید که در آن محصول خود را به C-suite یا خریدار شرکت های بزرگ بفروشید.
این منابع همچنین گزارش می دهند که بسیاری از فروشنده های حرفه ای ضعیف تا متوسط پس از ۳ تا ۵ تماس ناموفق، دست از تلاش می کشند. طبق آمار با مداومت و یادگیری در مورد مشتری هدف و صنعت، موفق تر خواهید بود.

    اولین کسی باشید که تماس می گیرد

نظرسنجی های انجام شده توسط گروه هایی مانند InsideSales.com به وضوح نشان داده اند که اولین فرد فروشنده که با مشتریان تماس می گیرد، بیشتر از ۵۰ درصد مشتریانی را که برای اولین بار با آنها تماس گرفته جذب می کند. این به این معنی است که اگر شما برای اولین بار از طریق محصولات و خدمات خود راه حلی را برای مشکل یک شرکت پیشنهاد می کنید، به احتمال بیش از ۵۰ درصد، در آن فروش موفق خواهید بود.

    از قوه ی بصری استفاده کنید

تصاویر ابزارهای کمکیِ فوق العاده قدرتمندی در گفت و گوهای فروش شماست. آنها را می توان در همه ی گفت و گوها از جمله موارد شخصی گنجاند و همچنین به شکل فیلم های کوتاه، اینفوگرافیک ها و پاورپوینت ها که می توان در برنامه های تعیین شده برای مشاهدات مشتری قرار داد. علاوه بر این، می توان از آنها بدون از دست دادن تاثیرگذاری، چندین بار استفاده کرد.

تحقیقات نشان می دهد که مغز انسان قادر به پردازش یک تصویر بصری تا ۶۰،۰۰۰ برابر سریع تر از ارائه ی همان اطلاعات به صورت متن است. در مقاله ای که مایک پارکینسون، مدیر of Billion Dollar Graphics نوشته است، ، گفته شده که تصاویر دارای هر دو جز شناختی و عاطفی هستند، که پردازش را سرعت میدهد و بخش تخیلی مغز را در گیر می کند. این تصاویر در حافظه ی بلند مدت پردازش می شوند، واقعیتی که دکتر لاینل بورمارک آن را بررسی کرده است. این به این معنی است که مردم تصاویر زیادی را به خاطر می سپارند در حالیکه تنها مقدار بسیار کمی از اطلاعات شفاهی یا آنچه را که خوانده اند حفظ می کنند.

    قصه گو باشید

پرفروشترین نویسندگان و برادران چیپ هلث و دان هلث کتاب ” Made to Stick” را در مورد چگونگی ایجاد ایده های ماندگار در ذهن کسانی که با آنها ارتباط برقرار کرده اید، نوشته اند.

از طریق مطالعات متعدد می توان فهمید که حدود ۶۳ درصد از مردم حقایق یک داستان را به خاطر سپرده اند در حالی که تنها ۵ درصد از آنها حقایق یا اطلاعات یکسان را که در قسمتی از اطلاعات نامربوط ارائه شده بود ، به خاطر آوردند.

ساخت یک داستان به یاد ماندنی در مورد اینکه چگونه محصول یا خدمات استفاده شده ، به خریدار شما مربوط می شود عاملی مهم در کار فروش است. اینکار نه تنها شما را یک حلال مشکل نشان می دهد، بلکه تجربه ای عاطفی و شناختی مثبت برای تصمیم گیرنده فراهم می کند، و همه ی اینها در به نتیجه رساندن کار فروش مهم و حیاتی هستند.

برچسب ها: فروش , تکنیک فروش , تکنیک حرفه ای فروش , ارتباط با مشتری , فروشنده ,
(0 نظر)
(29 بازدید)
نوشته شده توسط mohammad ahmadi
  بازدید کل: 4632   بازدید امروز: 11   بازدید یک ماه اخیر: 422